ديدگاه است و دلايلى براى نظريهء خود آورده است :
1 . دليل قرآنى : خداوند متعال ، پيامبر را به عنوان مفسّر و مبيّن قرآن معرفى كرده است ، چنان كه مىفرمايد
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ
؛ ما قرآن را به سوى تو فرستاديم تا آن را براى مردم بيان كنى . »
تبيين شامل بيان معانى و الفاظ ، هر دو مىشود .
2 . صحابه روايت كردهاند كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ده آيه را به آنها مىآموخت از آن تجاوز نمىكردند ، مگر اين كه علم كامل به اين ده آيه پيدا كنند و به آن عمل نمايند . در نتيجه اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرآن ، علم و عمل را همه با هم مىآموختند . « 1 »
3 . دليل ديگرى كه به عنوان يك دليل عقلى بيان كرده ، اين كه كتابى كه براى گروهى تدوين مىشود به طور معمول محتواى كتاب را مىآموزند ، قرآن كريم نيز كتاب قانون مسلمانان است و بهترين كتابى است كه قوانين كاملى براى سعادت دنيا و آخرت بشر آورده است ، آيا ممكن است محتواى چنين كتابى براى مردم تفهيم نشده باشد ؟ در حالى كه وظيفه پيامبر نيز بوده تا آنچه مربوط به مردم است براى آنها بيان كند . « 2 »
ديدگاه دوم : مطابق اين ديدگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جز اندكى از تفسير بيان نكرده است . از طرفداران اين نظريه سيوطى ( متوفاى 911 ه . ) است اين گروه نيز به دلايلى تمسك كردهاند :
1 . طبرى ( 310 ه ) در تفسير خود روايتى از عايشه نقل مىكند كه او گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تنها چند آيه از قرآن را كه جبرئيل به او آموخته بود براى مردم تفسير كرده است . « 3 »
2 . خداوند مردم را به تدبر و تفكر در آيات قرآن كريم دعوت كرده است تا مردم از اين راه به فهم قرآن دست يابند ، نص صريحى هم در دست نيست كه وظيفهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تفسير تمام آيات بيان كرده باشد و اساسا با دعوت مردم به تدبر و تفكر در آيات نيز منافات دارد .
بنابراين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تنها مقدارى از آيات را تفسير كرده ، و بسيارى از آن را به خود مردم واگذار نموده است .
هامش
( 1 ) سيوطى ، الاتقان ، ج 4 / 244 .
( 2 ) ابن تيميه ، مقدمة فى اصول التفسير / 35 .
( 3 ) جامع البيان ( تفسير طبرى ) ، ج 1 / 37 .