تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
بينا و شنوا مىداند ، و در روز قيامت كه روز حقايقست و عاريتها مرتفع مىگردد ، و چشمى به جهت ديدن آخرت كسب نكرده ، گمانش آنكه او را چشمى بوده كه كورش كرده‌اند . پس مىگويد كه خدايا "
لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً
" ، و ندانسته كه او را هرگز چشمى نبوده جز چشم عاريتى ، و چشم عاريت به كار آخرت نمىآيد .
برو به فروش اين چشمى كه دارى * كه در ديدن ندارد استوارى يكى چشمى دگر بى غش و بى عيب * بدست آور براى ديدن غيب
و همچنين گوش دنيا كه خر و گاو و همه جانوران را هست به كار شنيدن روز عقبى نمىآيد .
گوش خر به فروش و ديگر گوش خر * كين سخنها را نيابد گوش خر
( 61 ) "
لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها
" . همچنانكه روشنى اين عالم عاريتى است و سببش ذاتى نيست بلكه اتفاقيست ، زيرا كه از نور آفتاب و ماه و ستارگان و چراغها حاصل مىشود ، و اينها در آن روز مطموس و مكور و بىنور و مكدرند ، كه "
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ، وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
" ، بدين قياس
رسالهء سه اصل ( فارسى ) — صفحة 37 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )