سورهها به امر آن حضرت بود ، پس از آن كه سوره مريم مثلًا تركيب مىيافت پيغمبر مىفرمود : كهيعص بايد اول سوره مريم باشد ، اگر كسى گويد : تعيين اول و آخر آيه به دستور كه بود ؟ گوييم : وقتى آيات و حروف و كلمات معلوم است و بعضى از علماى قرآن جايى را اول آيه گيرد و ديگرى همان جا را آخر آيه ما را زيان ندارد ، مثلًا در سوره انّا انْزَلناهُ فى لَيلَةِ القَدْر بعضى علماى قرآن « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فيها بِاذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ امْرٍ سَلامٌ » را يك آيه گرفتند و آيه را به سلام قطع كردند ، و بعضى بر امر قطع كردند سلام را اول آيه بعد گرفتند ، و بر هيچ يك اشكال نيست .
اگر كسى پرسيد چرا قرآن را به ترتيب نزول ننوشتند يعنى آنكه اول نازل شده اول ننوشتند مثلًا « اقر » را و آنكه بعد از آن نازل شده بعد از آن ؟ گوييم : اين را مؤلف كتاب يا واعظى كه چند سال در قومى سخن گفته و احتمال دهد در سخنان او تناقض و ناسخ و منسوخ باشد بايد مراعات كند و قرآن از اين امور خالى است همه يك سخن است و تعليم يك مطلب . و خداى خواست بفهماند كه در قرآن با آنكه مدت بيست و سه سال متدرّجاً نازل گرديده است و نظر به تاريخ و گذشتههاى آن نبود اختلاف و تناقض ندارد ، « لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً » .
اگر بپرسند چه كسى قرآن را تقسيم به ركوعات كرد چنان كه هر سوره مركب از چند ركوع است ؟ گوييم : اين تقسيم از آنجا برخاست كه مردم هزار ركعت نافله رمضان مىخواندند و در شيعه هم مشروع است ، و بعضى خويش را مقيّد مىساختند كه در هر رمضانى يك قرآن در نوافل مخصوصه رمضان ختم شود ، از اين جهت همه قرآن را تقريباً هزار قسمت كردند كه هر قسمت را در ركعتى بخوانند و اندكى زياده و كم كه در سورههاى كوچك اتفاق مىافتد به حافظه جبران مىكردند .
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: قادر فاضلى
ص٩٥