وَشِفاءٌ لِما فِى الصُّدُدورِ « 1 » كتابى كه شفاء قلبها است وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ماهُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَة لِلمُؤمِنينَ « 2 » و نازل مىكنيم از قرآن آنچه را كه شفاء و رحمت است براى مؤمنين . هُوَ لِلَّذينَ آمنُوا هُدًى وَ شِفأ قرآن براى اهل ايمان هدايت و شفاء است . « 3 » بنابراين لازم است كه انسان در مسير حيات تكاملى خود براى بهتر و زودتر رسيدن به كمال لايق انسانى دست به دامن قرآن كريم شود كه اگر بتواند مفاهيم قرآنى را در جان خود بنشاند و در خود انقلابى به وجود آورد مىتواند جهانى را منقلب كند ، زيرا كه قرآن كتاب انقلاب است . شاهد گفتار ما انقلاباتى است كه قرآن در عالم به وجود آورده است چه انقلابات عرفانى و روحى و چه انقلابات اجتماعى و حقوقى و به قول مرحوم اقبال لاهورى :
نقش قرآن چونكه در عالم نشست * نقشههاى پاپ و كاهن را شكست
فاش گويم آنچه در دل مضمر است * اين كتابى نيست چيز ديگر است
چونكه در جان رفت جان ديگر شود * جان كه ديگر شد جهان ديگر شود
كما اينكه يكى از اين آيات نورانى ، آدمى چون فضيل عياض را كه تمام عمرش را به دزدى و غارت و مردم آزارى سپرى كرده بود از حضيض پستى و دنائت به اوج عرفان و شرافت رساند .
هامش
( 1 ) - يونس 57
( 2 ) - اسراء 82
( 3 ) - فصلت 44