عرض اعراب و جوهر چون حروف است * مراتب همچو آيات و وقوف است
از او هر عالمى چون صورتى خاص * يكى زوفاتحه آن ديگر اخلاص
نخستين آيتش عقل كل آمد * كه در وى همچو باى بسمل آمد
دوم نفس كل آمد آيت نور * كه چون مصباح شد در غايت نور
سوم آيت در او شد عرش رحمان * چهارم آيت الكرسى همى دان
پس از وى حرفهاى آسمانى است * كه در وى سورت سبع المثانى است
نظر كن باز در جِرْمِ عناصر * كه هريك آيتى گشتند باهر
به آخر گشت نازل نفس انسان * كه بر ناس آمد آخر ختم قرآن
شيخ محمود شبسترى بنابراين هر چه هستى است صورت علمىاش در قرآن يافت مىشود كه : وَلا رَطْبٍ وَ لايابِسٍ الّا فى كِتابٍ مُبينٍ « 1 » هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتاب مبين ( قرآن ) موجود است .
زاهد از خشك همى گويد عارف از تر * من ز قرآن بسرايم كه در او خشك و تر است
نقش قرآن
چون قرآن كتاب انسانسازى است نقش بسيار مهمى در هدايت انسان دارد كه هُدى لِلمُتَّقين « 2 » هدايت كننده متّقين است . انَّ هذاالقُرآنَ يَهدى لِلَّتى هِىَ اقوَمُ « 3 » هدايت كنندهاى كه مردم را به استوارترين راه هدايت مىكند .
هامش
( 1 ) - انعام 59
( 2 ) - بقره 2
( 3 ) - بقره 5