نظرى در روايت ابن عباس و روايات ديگر :
روايت گذشته كه از ابن عباس نقل شده صد و سيزده سوره را ذكر كرده و سوره حمد را در ميان آنها نشمرده .
و روايت ديگرى كه بيهقى از عكرمه نقل نموده صد و يازده سوره شمرده و سه سوره حمد و اعراف و شورى را ياد نكرده است .
و همين روايت را بيهقى از ابن عباس نقل نموده و اين روايت به همه صد و چهارده سوره مشتمل است ولى هر دو روايت بيهقى اولًا سوره مطففين را از سورههاى مدنى شمردهاند بر خلاف روايت گذشته كه سوره نامبرده را مكى گرفته بود . ثانياً ترتيبى كه در اين دو روايت براى سور مكيه و همچنين براى سور مدنيه ذكر شده با ترتيبى كه در گذشته بيان شده مغاير است .
و روايت ديگرى از على بن ابى طلحه نقل شده كه مىگويد :
در مدينه سوره بقره نازل شده است و آل عمران و نساء و مائده و انفال و توبه و حج و نور و احزاب و الذين كفروا و فتح و حديد و مجادله و حشر و ممتحنه و حواريين ( سوره صف ) و تغابن و يا ايهاالنبى اذا طلقتم النساء و يا ايها النبى لم تحرم و فجر و ليل و انا انزلناه فى اليله القدر و لم يكن و اذا زلزلت و اذا جاء نصرالله و سائر سورههاى قرآنى در مكه نازل شده است . اين روايت گويا تنها درصدد تميز دادن سورههاى مدنى از سورههاى مكى مىباشد نه ترتيب نزول سورههايى كه ذكر نموده است و گرنه سوره مائده و توبه بدون ترديد جايشان پايينتر از آنست كه ذكر شدهاند . علاوه بر آن سورههاى فجر و ليل و قدر را جزء سورههاى مدنى شمرده درحالى كه روايتهاى گذشته جزء سورههاى مكى شمرده بودند . همچنين سورههاى رعد و الرحمن و انسان و جمعه و حجرات را مكى گرفته در صورتى كه در روايتهاى گذشته مدنى گرفته شده بودند .
و در روايت ديگرى كه از قتاده نقل شده قتاده گويد .