839 . الخصال - به نقل از محمّد بن سهل بَحرانى ، كه سند حديث را به امام صادق عليه السلام رسانده است - : آنان كه بسيار گريستند ، پنج نفرند : آدم عليه السلام ، يعقوب عليه السلام ، يوسف عليه السلام ، فاطمه دختر محمّد صلى اللَّه عليه و آله و على بن الحسين عليه السلام .
آدم ، براى بهشت گريست ، تا جايى كه در گونههايش جايى همانند جوى ، پديدار شد . يعقوب ، بر يوسف عليه السلام گريست تا نابينا شد ، و به او گفته شد : « به خدا سوگند ، چنان به ياد يوسف هستى كه يا تباه مىشوى و يا از نابود شدگان خواهى بود » « 1 » .
يوسف نيز چنان براى يعقوب گريست كه زندانيان از دست او اذيّت شدند و به وى گفتند : « يا شب ، گريه كن و روز ، آرام باش و يا روز ، گريه كن و شب ، خاموش باش » و او با آنها در يكى از اين دو وقت ، كنار آمد .
فاطمه نيز چنان براى پيامبر خدا گريست كه مردم مدينه از آن ، اذيّت شدند و گفتند : « ما را از گريه زيادت اذيّت كردى » . او هم به گورستان شهيدان مىرفت و آن جا ، هر چه مىخواست ، گريه مىكرد و باز مىگشت .
و على بن الحسين ( زين العابدين ) عليه السلام بيست سال - يا چهل سال « 2 » - بر حسين عليه السلام گريست و هيچ گاه غذايى در برابرش گذاشته نشد ، مگر اين كه گريست . يكى از غلامانش به ايشان گفت : اى پسر پيامبر خدا ! جانم به فدايت ! من مىترسم كه تو از بين به روى .
هامش
( 1 ) سوره يوسف : آيه 85 .
( 2 ) ترديد از راوى است . ظاهراً بيست سال درست است و نه چهل سال ؛ زيرا امام زين العابدين عليه السلام پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام ، در حدود ، 34 سال زيست و در سال 95 ق ، به شهادت رسيد . البتّه ممكن است چهل سال ، تقريبى باشد و نه قطعى ، و منظور ، اين باشد كه ايشان تا آخر عمرش براى پدرش گريست ، چنان كه در حديث بعدى آمده است .