سپس رو به مهاجران و انصار كرد و سرود :
چه خواهيد گفت : اگر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به شما
در روز حساب - كه [ در آن ، ] فقط حرف راست شنيده مىشود - بگويد :
« خانوادهام را بىپناه گذاشتيد ، يا نبوديد ؟
- و البته حقيقت ، در نزد صاحب امر است - .
آنان را به دست ستمگران سپرديد
و برايتان امروز ، در پيشگاه خدا ، شفاعتِ پذيرفته شدهاى نيست .
در صبحگاه طَف ، آن گاه كه در پيشگاه مرگ ، حاضر شدند
از هيچ يك از آنان ، دفاع نشد » .
ما زنان و مردان گريانى ، به آن اندازه ، تا آن روز ، نديده بوديم . « 1 »
ج - هنگام بازگشت خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله
779 . الملهوف - به نقل از بشير بن حَذلَم « 2 » - : وقتى به مدينه نزديك شديم ، على بن الحسين ( زين العابدين ) عليه السلام پياده شد . بارش را بر زمين گذاشت و خيمهاش را بر پا كرد و زنان
هامش
( 1 )
لَمّا أتى نَعيُ الحُسَينِ عليه السلام إلَى المَدينَةِ ، خَرَجَت أسماءُ بِنتُ عَقيلِ بنِ أبي طالِبٍ في جَماعَةٍ مِن نِسائِها حَتَّى انتَهَت إلى قَبرِ رَسولِ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله ، فَلاذَت بِهِ ، وشَهِقَت عِندَهُ ، ثُمَّ التَفَتَت إلَى المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ ، وهِيَ تَقولُ :ماذا تَقولونَ إن قالَ النَّبِيُّ لَكُم * يَومَ الحِسابِ وصِدقُ القَولِ مَسموعُ
خَذَلتُم عِترَتي أو كُنتُم غُيَّباً * وَالحَقُّ عِندَ وَلِيِّ الأَمرِ مَجموعُ
أسلَمتُموهُم بِأَيدِي الظّالِمينَ فَما * مِنكُم لَهُ اليَومَ عِندَ اللَّهِ مَشفوعُ
ما كانَ عِندَ غَداةِ الطَّفِّ إذ حَضَروا * تِلكَ المَنايا ولا عَنهُنَّ مَدفوعُفَما رَأَينا باكِياً ولا باكِيَةً أكثَرَ مِمّا رَأَينا ذلِكَ اليَومَ 781
( الأمالى ، مفيد : ص 319 الرقم 5 ، الأمالى ، طوسى : ص 89 الرقم 139 ) .
( 2 ) در نام وى ، اختلاف است . « بشر » و « بشير » ، هر دو گفته شده است . همين طور در نام پدرش كه « حذلم » ، « جذلم » و « حذيم » گفته شده است .