تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 749

مساهمون:

ص٧٤٩
گفتند : زينب ، دختر على بن ابىطالب است . ابن زياد گفت : ديدى خدا با خاندانت چه كرد ؟ زينب عليها السلام گفت : « شهادت ، برايشان مقدّر شده بود و آنان به سوى شهادتگاهشان شتافتند ، و خدا به زودى ، ما و تو و ايشان را گِرد مىآورد » . ابن زياد گفت : ستايش ، خدايى را كه شما را كُشت و سخنتان را دروغ كرد ! زينب عليها السلام گفت : « ستايش ، خدايى را كه ما را به محمّد ، گرامى داشت و پاك و پاكيزه كرد ! » . « 1 » 610 . تاريخ الطبرى - به نقل از حُمَيد بن مسلم - : هنگامى كه سرِ حسين عليه السلام را با كودكان و خواهران و زنانش نزد عبيد اللَّه بن زياد آوردند ، زينب ، دختر فاطمه عليها السلام ، بدترين لباسش را پوشيده بود و ناشناس مىنمود و كنيزانش گِردش را گرفته بودند . هنگامى كه وارد شد ، نشست . عبيد اللَّه بن زياد گفت : اين كه نشست ، كه بود ؟ زينب عليها السلام با او سخن نگفت . عبيد اللَّه ، سه بار پرسيد و زينب عليها السلام در هر سه بار ، ساكت ماند . يكى از كنيزانش گفت : اين ، زينب ، دختر فاطمه عليها السلام است . عبيد اللَّه به او گفت : ستايش ، خدايى را كه شما را رسوا كرد و شما را كُشت و سخن دروغتان را آشكار كرد ! زينب عليها السلام گفت : « ستايش ، خدايى را كه ما را به محمّد صلى اللَّه عليه و آله گرامى داشت و پاك و پاكيزه‌مان كرد و آن گونه كه تو مىگويى ، نيست . تنها فاسق است كه رسوا مىشود و
هامش
( 1 ) قُدِمَ بِهِم [ أيِ الأَسرى ] عَلى عُبَيدِ اللَّهِ بنِ زِيادٍ ، فَقالَ عُبَيدُ اللَّهِ : مَن هذِهِ ؟ فَقالوا : زَينَبُ بِنتُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ! فَقالَ : فَكَيفَ رَأَيتَ اللَّهَ صَنَعَ بِأَهلِ بَيتِكَ ؟ قالَت : كُتِبَ عَلَيهِمُ القَتلُ فَبَرَزوا إلى مَضاجِعِهِم ، وسَيَجمَعُ اللَّهُ بَينَنا وبَينَكَ وبَينَهُم . قالَ : الحَمدُ للَّهِ الَّذي قَتَلَكُم وأكذَبَ حَديثَكُم . قالَت : الحَمدُ للَّهِ الَّذي أكرَمَنا بِمُحَمَّدٍ وطَهَّرَنا تَطهيراً 612 ( الطبقات الكبرى / الطبقة الخامسة من الصحابة : ج 1 ص 481 ) .