تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده شهادت نامه امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
417 . المناقب ، ابن شهرآشوب : آن گاه امام حسين عليه السلام فرمود : « لباسى برايم بياوريد كه كسى به آن رغبت نكند و زيرِ لباس‌هايم بپوشم تا برهنه‌ام نكنند ؛ چرا كه من كشته مىشوم و لباس و سلاحم را مىبَرند » . براى امام عليه السلام ، شلواركى آوردند ؛ امّا نپذيرفت و فرمود : « اين ، لباس اهل ذِمّه « 1 » است » . سپس ، لباسى بلندتر را كه از شلوار ، كوتاه‌تر و از شلوارك ، بلندتر بود ، آوردند و امام عليه السلام ، آن را پوشيد . « 2 »

9 / 2 خداحافظى امام عليه السلام با زنان

418 . المناقب ، ابن شهرآشوب : سپس حسين عليه السلام ، با زنان ، وداع كرد . سكينه ، شيون مىكرد . امام عليه السلام ، او را به سينه‌اش چسباند و فرمود : اى سَكينه ! بدان كه پس از من ، گريه‌ات طولانى خواهد بود ، هنگامى كه مرگ ، مرا در يابد . با اشك حسرتت ، دلم را آتش مزن تا آن گاه كه روح در بدن دارم
هامش
( 1 ) اهل ذمّه ، به كافرانى گفته مىشود كه در حمايت حكومت اسلامى زندگى مىكنند ؛ امّا با توجّه به منابع ديگر ، ظاهراً عبارت « أهل الذِّمّة » كه در متن عربى حديث آمده است ، تصحيف « أهل الذلّة ( اهل خوارى ) » باشد . ( 2 ) ثُمَّ قالَ [ الإِمامُ الحُسَينُ عليه السلام ] : ايتوني بِثَوبٍ لا يُرغَبُ فيهِ ، ألبَسهُ غَيرَ ثِيابي ؛ لا اجَرَّدُ ، فَإِنّي مَقتولٌ مَسلوبٌ . فَأَتَوهُ بِتُبّانٍ فَأَبى أن يَلبَسَهُ وقالَ : هذا لِباسُ أهلِ الذِّمَّةِ ، ثُمَّ أتَوهُ بِشَيءٍ أوسَعَ مِنهُ - دونَ السَّراويلِ وفَوقَ التُّبّانِ - فَلَبِسَهُ 420 ( المناقب ، ابن شهرآشوب : ج 4 ص 109 ) .