عمرو ، هنگام نبرد ، عاشقانه با دشمن جنگيد و در آخرين ديدارش با امام عليه السلام ، در حالى كه به شدّتْ زخمى شده بود ، به ايشان گفت : [ به پيمانم ] وفا كردم ؟
امام عليه السلام پاسخ داد :
نَعَم ، أنتَ أمامى فِى الجَنَّةِ ، فَاقرَأ رَسولَ اللَّهِ صلى اللَّه عليه و آله عَنِّى السَّلامَ وأعلِمهُ أنّى فِى الأَثَرِ « 1 » .
آرى . تو در بهشت ، پيشِ روى من هستى . به پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ، از جانب من ، سلام برسان و به ايشان بگو كه من هم در پى [ تو ] مىآيم .
سپس جنگيد تا به شهادت رسيد ؛ امّا فرزند ديگر قَرَظه ، يعنى على بن قَرَظه - كه نقطه مقابل عمرو بود - ، وقتى ديد كه برادرش كشته شد ، فرياد زد : اى حسين ! اى دروغگو ، پسر دروغگو ! برادرم را گمراه ساختى و فريفتى تا اين كه او را به كُشتن دادى .
امام عليه السلام فرمود :
إنَّ اللَّهَ لَم يُضِلَّ أخاكَ ، ولكِنَّهُ هَدى أخاكَ وأضَلَّكَ .
خداوند ، برادرت را گمراه نكرد ؛ بلكه برادرت را هدايت ساخت و تو را گمراه كرد .
على بن قَرَظه ، در نهايت بىشرمى گفت :
خدا مرا بكُشد ، اگر تو را نكُشم يا در راه [ كشتن ] تو نميرم !
اين جمله را گفت و به امام عليه السلام ، حملهور شد كه نافِع بن هِلال ، راه را بر او بست و با نيزه ، او را نقشِ بر زمين كرد . « 2 »
در زيارتهاى « رجبيّه » و « ناحيه مقدّسه » آمده :
السَّلامُ عَلى عَمرِو بنِ قَرَظَةَ الأَنصارِىِّ « 3 »
.
هامش
( 1 ) الملهوف : ص 162 ، بحار الأنوار : ج 45 ص 22 .
( 2 ) تاريخ الطبرى : ج 5 ص 434 .
( 3 ) الإقبال : ج 3 ص 73 و 341 .