3 / 8 - 9 جُنادة بن حارث و فرزندش عمرو
جُنادة بن حارث سلمانى يا انصارى ، كه با نامهاى مختلفى ، مانند : جابر بن حارث سلمانى ، جبّار بن حارث سلمانى ، جيّاد بن حارث سلمانى مرادى ، حيّان بن حارث سلمانى ازْدى ، حيّان بن حارث ، حسّان بن حارث و حَبّاب بن حارث ، از او ياد شده است .
وى در روز عاشورا ، با خواندن اين اشعار ، به صف دشمنْ حملهور شد و جنگيد تا به خيل شهيدان پيوست :
من ، جُناده ، پسر حارثم
نه ناتوانم ، و نه شكننده بيعتم
تا آن زمان كه وارثم
بر بالاى جسد متلاشى شدهام بر روى خاك ، بِايستد .
پس از او ، [ پسرش ] عمرو بن جُناده ، به سوى ميدان رفت .
در « زيارت ناحيه » ، آمده است :
السَّلامُ عَلى حَيّانَ بنِ الحارِثِ السَّلمانِيِّ الأَزدِيِّ « 1 » .
سلام بر حيّان بن حارث سَلمانى ازْدى !
نام وى ، در « زيارت رجبيّه » هم آمده است .
3 / 10 جَون ، غلام ابو ذر
وى ، برده سياهى بود از ياران امام حسين عليه السلام . وى ، روز عاشورا خواست تا به ميدان برود ؛ ولى امام عليه السلام از وى خواست كه از اين كار ، منصرف شود ؛ امّا جَون ، ضمن
هامش
( 1 ) الإقبال : ج 3 ص 73 .