همراه صد سواره به آن خانه فرستاد و مسلم را غافلگير كردند . « 1 »
4 / 26 نبرد شديد در اطراف خانه طوعه
164 . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى : ابن زياد به جانشين خود ، عمرو بن حُرَيث مخزومى ، دستور داد كه سيصد مرد دلاور را از ياران خود ، به همراه محمّد بن اشعث بفرستد . محمّد بن اشعث ، سوار شد و به خانهاى كه مسلم در آن بود ، رسيد . مسلم ، صداى سُم اسبان و سر و صداى مردان را شنيد و دانست كه به سراغش آمدهاند . با سرعت به سمت اسبش رفت و آن را زين كرد و زره پوشيد و عمامه بر سر نهاد و شمشير به كمر بست .
سپاهيان ، خانه را سنگباران مىكردند و با نىهاى آتش گرفته ، آتش مىافكندند .
مسلم ، لبخندى زد و گفت : اى جان ! به سمت مرگ بشتاب كه از آن ، چاره و گريزى نيست . آن گاه به زن گفت : خدا ، تو را رحمت كند و به تو پاداش خير دهد ! بدان كه من از جانب پسرت ، گرفتار شدم . درِ خانه را بگشا .
زن ، در را گشود و مسلم مانند شير خشمگين در برابر سپاهيان ، قرار گرفت و با شمشير بر آنان حمله بُرد و گروهى را كُشت .
خبر به عبيد اللَّه بن زياد رسيد . براى محمّد بن اشعث پيغام فرستاد : سبحان اللَّه ! اى ابو عبد الرحمان ! ما تو را فرستاديم كه يك مرد را نزد ما بياورى و اينك ، گروهى از يارانت كشته شدهاند ؟ !
محمّد بن اشعث برايش چنين پاسخ فرستاد : اى امير ! گمان مىكنى مرا به سوى يكى از بقّالهاى كوفه يا كفشدوزى از كفشدوزان حيره فرستادهاى ؟ آيا نمىدانى كه مرا به سوى شيرى خطرناك و قهرمانى بزرگ فرستادهاى كه در دست ، شمشيرى
هامش
( 1 )
فَبَعَثَ [ ابنُ زِيادٍ ] رَجُلًا مِن بَني سُلَيمٍ في مِئَةِ فارِسٍ إلَى الدّارِ ، فَأَخَذَ فَواتَها 164
( الأمالى ، شجرى : ج 1 ص 167 ) .