خليل ! خداوند ، بر تو و پدرت درود فرستد ، هنگامى كه در باره تو گفت : « خداوند ، كسانى را كه تو را كُشتند ، بكُشد ! پسر عزيزم ! چه گستاخاند ايشان بر [ خداى ] رحمان و در پردهدرى از حرمت پيامبر ! دنيا پس از تو ، ويران باد ! » .
گويى تو را مىبينم كه پيش رويش ايستادهاى و به كافران مىگويى :
من ، على بن حسين بن علىام .
به خانه خدا سوگند كه ما ، به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نزديكتريم .
آن قدر نيزه به شما مىزنم تا خم شود
و شما را در حمايت از پدرم ، با شمشير مىزنم ؛
شمشير زدنِ جوان هاشمى و عرب .
به خدا سوگند ، فرزند حرامزاده ، بر ما حكم نمىراند !
تا آن كه مدّتت را به پايان بردى و خدايت را ديدار كردى .
گواهى مىدهم كه تو به خدا و پيامبرش نزديكترى و تو فرزند پيامبر او ، حجّت ، امين و فرزند حجّت و امين اويى . خداوند ، بر قاتلت مُرّة بن مُنقِذ بن
الخَليلِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيكَ وعَلى أبيكَ ، إذ قالَ فيكَ : « قَتَلَ اللَّهُ قَوماً قَتَلوكَ ، يا بُنَيَّ ما أجرَأَهُم عَلَى الرَّحمنِ وعَلَى انتِهاكِ حُرمَةِ الرَّسولِ ! عَلَى الدُّنيا بَعدَكَ العَفا » ، كَأَنّي بِكَ بَينَ يَدَيهِ ماثِلًا ، ولِلكافِرينَ قائِلًا :
أنَا عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ بنِ عَلِي * نَحنُ وبَيتِ اللَّهِ أولى بِالنَّبِي
أطعُنُكُم بِالرُّمحِ حَتّى يَنثَني * أضرِبُكُم بِالسَّيفِ أحمي عَن أبي
ضَربَ غُلامٍ هاشِمِيٍّ عَرَبي * وَاللَّهِ لا يَحكُمُ فينَا ابنُ الدَّعي
حَتّى قَضَيتَ نَحبَكَ ولَقيتَ رَبَّكَ ، أشهَدُ أنَّكَ أولى بِاللَّهِ وبِرَسولِهِ ، وأنَّكَ ابنُ رَسولِهِ ، وحُجَّتُهُ وأمينُهُ ، وَابنُ حُجَّتِهِ وأمينِهِ . حَكَمَ اللَّهُ عَلى قاتِلِكَ