[ اگر نه چنين است ] يك تن از آنها ( علويان ) را به من نشان ده كه متهم به « ابنه » باشد ، ولى به دروغ سخن نگوييد ؛ زيرا حق ، خود آشكار است .
به جان خودم سوگند كه فرزند طاهر [ محمد بن عبدالله ابن طاهر با كشتن يحيى ] تا وقتى كه باد مىوزد [ و دنيا برپاست ] ، كينه شما را در دلها جاودانه كرد .
براى طرفدارى از شما ، راه بد و ناپسندى را در پيش گرفت ؛ مانند راه رفتن شخصى كه پايش معيوب و شل است .
تا مادامى كه ناقه به بچههايش علاقهمند است ، آتش اين فتنه بر شما خاموش نشود و روزبهروز شعلهاش بالا گيرد و زبانه كشد .
آرى گرفتارىها آرام آرام شروع شد ؛ هرچند شما به باد آن رانده مىشويد و از هر سو خود را ظاهر ساخت .
اما اى فرزندان مصعب ! پيامبر و اهلبيتش ، جز شما دشمنى ندارد ؛ خواه آشكارا بگوييد و خواه تردد و تلجلج كنيد .
خون اولاد عباس شما و خون فرزندان على ( ع ) ، براى شما مانند خون ترك و ديلم است كه ريخته شود .
متصدى ريختن آن شوند آنان كه از شما يك ديدهشان كور است و چلاقند و مردمان پست شما از روى نادانى ، بدان خوشحال باشند .
چه مىشود كه يارى كنيد دوستان خود را ، اما اين
يحيى بن عمر علوى ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: محمدمهدى فقيه بحرالعلوم
ص٩٥