بدون نسل دانستهاند « 1 » ؛ براى مثال ، بخارى مىگويد : « برخى از مردم ندانسته ، عدهاى را به يحيى منتسب كردهاند كه اشتباه است » . « 2 » از اين دو قول مىتوان چنين استنباط كرد كه شايد يحيى فرزندانى داشته ، ولى از فرزند پسر او نسلى باقى نمانده و نسل يحيى از فرزند ذكور او منقطع شده است . با وجود آنچه گفته شد ، ابن خلدون مىنويسد :
وكان حسن المذهب في الصحابة و إليه ينسب العُمَريُّون الذين استقاموا بالكوفة أيّام الديلم من قبل السلطان ببغداد . « 3 »
يحيى نسبت به صحابه ، مذهب خوبى داشت و طايفه عمريّون كه در روزگار ديالمه در كوفه حكومت داشتند ، از قبل سلطان بغداد ، به او منتسب هستند .
در سوگ يحيى
يحيى بن عمر ، در راه دفاع از مبادى اسلام و كيان دين و نجات مسلمانان از ستم و تجاوز خلفاى جائر عباسى قيام كرد و در اين راه مقدس به شهادت رسيد . از اين رو ، ياد او از دل هيچ مسلمان آزاده و معتقدى بيرون نمىرود . شأن مبارزان راه خدا ، كسانى كه جان خود را فداى اسلام كردند ، همين است .
بدين ترتيب ، قيام يكى ديگر از علويان زيدى كه هدف
هامش
( 1 ) . الأصيلى ، ص 250 ؛ المجدى ، ص 17 ؛ الفخرى ، ص 40 ؛ تهذيب الانساب ، ص 192 .
( 2 ) . سرّالسلسله العلويّه ، ص 62 ؛ عمدة الطالب ، ص 304 .
( 3 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 147 .