اصلى آنان ، مقابله و قيام با شمشير عليه ستم عباسيان بود ، با خونريزى و درندهخويى غير انسانى سركوب و نابود شد .
مردم براى كشته شدن يحيى متأثر بودند و به شدت مىگريستند و محافل و مجالس بسيارى در كوفه و بغداد در عزاى وى برپا داشتند . ابوالفرج اصفهانى و ابن ابى الحديد در اين باره مىنويسند :
إنّ النّاس ما أحبّوا طالبيّا قط دعا إلى نفسه حبّهم يحيى ، و لا رثى أحد منهم به مثل مارثى به . « 1 »
مردم هيچ سيد علوى را به اندازه يحيى دوست نداشتند و در رثاى هيچ يك از مقتولان از اين خاندان ، به اندازه يحيى بن عمر شعر نسرودهاند .
در زمان قتل يحيى ، شعراى بسيارى وجود داشتند كه همگى به فرزندان ابوطالب ( ع ) عشق مىورزيدند و هوادار آنان بودند . سيد ظهيرالدين مرعشى مىنويسد : « در گيلان او را يحيى ( ع ) مىخواندند » . « 2 »
علاقه مردم به يحيى به حدى بود كه آنگاه كه على بن محمد ، صاحب زنج قيام كرد ، خود را از نوادگان يحيى معرفى كرد ، در مسيرش به سوى باديه ، بسيارى از مردم كوفه با او بيعت كردند و تصور كردند كه او خود يحيى است « 3 » .
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيّين ، ص 511 ؛ شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 201 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 7 ، ص 127 .
( 2 ) . تاريخ طبرستان و رويان ، ص 127 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 8 ، ص 292 .