ابوالفرج اصفهانى مىنويسد :
نخستين كسى كه فرار كرد ، هيضم و همراهان او بودند . گفتهاند : « حسين بن اسماعيل ، اين نقشه را كشيده بود و قبلًا با هيضم قرار گذاشته بود كه چون جنگ آغاز شد ، او و همراهانش فرار كنند تا ديگران نيز فرار كنند » . « 1 »
شعرى از يحيى
همانگونه كه گفته شد ، يحيى بن عمر ، مردى دلاور و شجاع ، فقيه ، فاضل و فصيح و شاعر نيز بوده است . قديمىترين فردى كه يحيى را از شعراء معرفى مىكند ، ابونصر بخارى « 2 » است كه ابن ابى الحديد « 3 » نيز از او پيروى كرده است . ابونصر بخارى فقط به سه بيت از اشعار وى اشاره كرده كه در ادامه خواهد آمد . آن اشعار درباره ستمى است كه از طرف خليفه عباسى به او رسيده است . يحيى سروده : « 4 »
ابلغ بني العبّاس قول امريً * ما مال من حقٍّ إلى ظلمٍ
ان كانت الدّنيا لهم فأسمعوا * منها بقوّة لبني العمّ
و أوسعونا القوت من مالكم * فأنّه اعدل في الحكم 4
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبيّين ، ص 508 ؛ تتمّة المنتهى ، ص 335 ؛ الشافى ، ج 1 ، ص 285 .
( 2 ) . سرالسلسلة العلويه ، ص 63 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 15 ، ص 201 .
( 4 ) . سرّ السلسلة العلوية ، ص 63 ؛ مشاهد العترة الطاهرة ، صص 193 و 194 .