نشد و تحقّق نيافت .
واقدى در ميانهء متن تاريخى خود دربارهء واقعهء بدر به آيهء 61 سورهء انفال اشارت دارد كه خطاب به محمّد صلى الله عليه و آله است :
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ . . .
.
« اگر ايشان به صلح گرايند ، تو هم به صلح گراى و توكّل كن بر خداى كه وى شنوا و داناست . » « 1 » سند با اهميّتترى وجود دارد كه نشان مىدهد مسلمانان نهتنها حالت دفاعى را تا آخرين لحظات حملهء قريش حفظ كرده بودند ؛ كه بهقدرى در اين خصوص حساسيّت نشان دادند كه موجب نگرانى ياران محمّد صلى الله عليه و آله در آخرين لحظات حمله شد .
به اين سند دقّت كنيد :
سند شمارهء 9 :
در اين هنگام عتبه مسلمانان را براى مبارزه فراخواند . پيامبر در سايبان و اصحاب وى در صفهاى خود بودند . پيامبر دراز كشيده بودند و خواب ايشان را در گرفت . قبلًا فرموده بود :
« تا اجازه ندادهام ، نبرد نكنيد و اگر به شما حمله كردند ، فقط تيربارانشان كنيد و شمشير نكشيد ؛ مگر شما را در بر گيرند . »
پيامبر دستهاى خود را برافراشت و از پروردگار خود استدعا كرد تا پيروزى را كه وعده فرموده ، عنايت كند و عرض كرد :
خدايا ! اگر اين گروه بر من پيروز شوند ، شرك و كفر پيروز مىشود و دينى براى تو پايدار نمىماند .
خفاف بن ايماء مىگويد :
در روز بدر با آنكه مردم آمادهء حمله بودند ، اصحاب پيامبر را ديدم كه
هامش
( 1 ) . « مغازى » ، ج 1 ، ص 54 پارسى . متن عربى نيز در همان جلد آمده است .