رسيد و سعى كرد تا تمامى رفتار و كردار مسلمانان را تحت نظر گرفته ، شايد با واكنشى سريع ، ضربهء نهايى را بر اعتقادات آنها وارد سازد .
در عوضْ مسلمانان در اين برهه از تعليم و تربيت دينى ، از محمّد صلى الله عليه و آله دو چيز خواستند كه به آنها اجازه دهد تا حفاظى مدبّرانه در برابر دشمنىهاى قريش به دور خود بكشند و آن سفّاكان بىباك و متعصّبان مالاندوز و شهوتران را به رعايت حقوق مسلّمشان وادار سازند .
نگارنده از صفحات تاريخ آن روزگار اطمينان دارد كه شرايط اجتماعى مسلمانان پس از دو نگرانى قريش از « تجارت خود » و « رعايت سُنن عرب به التزام رعايت حقوق همهء آحاد جزيرةالعرب » ، دستخوش تحوّلى ژرف شده بود . مسلمانان ، به آيندهاى رهنمون شدند كه مبانى معنوى و مورد اعتقادشان ، تحكيمبخش آن بود .
مسلمانان در مدينه ، ديگر مردمى پراكنده و در اقليّت نبودند . آنها خود را در جامعهاى جديد يافته بودند كه به دو چيز نيازمند بود :
اوّل آنكه در ايمان به خدا و انجام تعليمات اخلاقى و انسانى آزاد باشند و مكّىها متعرّض آنها نشوند .
دوم آنكه اموالشان را كه سران قريش به غارت برده بودند ، باز پس گرفته شود يا لااقل بيش از اين بر آنها ستم روا ندارند . گفتنى است كه مسلمانان ، سيزده سال بود كه از ديارشان اخراج شده بودند و با فقر و مسكنت مىزيستند .
نيازمندىِ نخست ، حقّ آزادى در عبادت و قبول ديانت بود و دومى ، دسترنجى بود كه با زحمتها و زجرهاى فراوان اندوخته بودند ؛ تا از آن طريق ، معيشت ناچيز خود را كفايت كنند و اجتماع جديدشان در مدينه مورد تهاجم و غارت قرار نگيرد .
تحقّق اين دو خواسته ، خواستهء به حقّ همهء طوايف عرب را در « حفظ امنيّت راههاى بازرگانى » تأمين مىكرد و متقابلًا ضمانت اين خواسته ، تحقّق آن دو خواسته را تضمين مىنمود .
نتيجهاى كه عرض شد ، پيامد منازعاتى بود كه پس از قتل عمرو بن حضرمى حاصل شد . روند اين تحوّلات ، زبان به زبان مىگشت و تحليل از پَس تحليل را به دنبال داشت و
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: محمد باقر النجفي
ص٥٧