تصميم گرفتند در بدر منزل گزينند ؛ تا از هر نوع برخوردى ممانعت كنند . وقتى احساس كردند اگر به مدينه باز گردند ، قريش آنها را تعقيب خواهد كرد و شهر را مورد تهديد قرار مىدهد ، مصمّم شدند در بدر بمانند و موضع دفاعى به خود گيرند و تن به آيين جاهلىِ پرستش بتها ندهند . با اينهمه تلاشها كردند كه صلح را تحقّق بخشند ؛ ولى قريش زير بار نرفت و مسلمانان در تحقّق اين راه معنوى ناكام ماندند .
4 - قريش صفوف حمله را فشرده كرد و به نام بتهاى مكّه آغازگر حمله شد .
محمّد صلى الله عليه و آله پس از آنكه دانست كه مخاصمه به صلح منتهى نمىشود ، با مسلمانان مشورت نمود . آنها ايمان خود را به پايدارى و استقامت در برابر ظلم مكّىها اعلام داشتند . آنگاه بنا به اصل دفاع و حفظ ذات در شرايط كاملًا نامساوى به دفاع پرداختند .
5 - قريش در اين حمله و هجوم ، نيازمند تحريص و تحريك افراد به پايدارى در برابر حفظ آيين بتپرستى و اشرافيّت مكّه بودند و مسلمانان در دفاع از جان خود ، خداوند يكتا را در نظر داشتند كه ايمان به او را اساس حيات معنوى خود مىدانستند . « 1 »
3 / پ : هجوم بتپرستان و دفاع اجتنابناپذير مسلمانان
متأسّفانه مدارك و مستنداتى كه نحوهء حملهء قريش ، يا دفاع مسلمانان را بيان كردهاند ، چنان با توصيفات و تفاخرات گره خورده است ، كه تشخيص قسمتهاى صحيح و پيداكردن فرازهاى اساسى و خدشهناپذير آن سخت و پيچيده به نظر مىرسد ؛ خاصه آنكه قسمتى از آن اسناد ، در تركيب يا تلفيق با احاديث و آيات ، حالتى كاملًا ماوراءالطّبيعى به خود گرفته است كه علم تاريخ را بدان راهى نيست .
با اين همه در حدّ توانمان ، به شكافتن راههاى صعب تحقيق همّت گماشته ، محدودهء مدينهشناسى را در ارائهء مدارك و مسائل جنبى آن مدّنظر داريم :
موسى بن عقبه معتقد است :
« اوّل كسى كه حمله را آغاز كرد ، اسود بن عبدالأسد مخزومى بود ؛ در حالى كه
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 14 ، 121