وى با خانوادهاش : « بنو ابىالحقيق » در « قموص » كه از قلعههاى خيبر بود ، زندگى مىكرد . مورّخان گفتهاند :
« قموص » مستحكمترين دژ يهوديان خيبر بود كه سقوط آن به دست مسلمانان ، موجب سقوط خيبر و در هم پاشيده شدن يهوديان حجاز گرديد . « 1 » ابناسحاق در مأخذ مذكور به رؤياهايى كه صفيّه ، قبل از شكست خيبر ديده بود ، اشاره دارد و نشان مىدهد كه اين بانو در انتظار ورود محمّد صلى الله عليه و آله و ازدواج با او بوده است .
پس از تسلّط مسلمانان بر قلعههاى خيبر و كشتهشدن كنانه ، صفيّه به عقد پيامبر درآمد و با او به مدينه بازگشت . « 2 » ابن عبدالبر و واقدى گفتهاند : صفيّه در سال 50 ه . ق . در مدينه وفات كرد ؛ « 3 » ولى حاكم نيشابورى نظر داده است كه او در سال 52 ه . ق . درگذشت و در بقيع به خاك سپرده شد . « 4 »
د : مقبرهء سوده بنت زمعه
پدرش « زمعة بن قيس بن عبد شمس » و مادرش « شموس بنت قيس بن زيد » بود . « 5 » همسر نخست وى سكرانبنعمرو بود و پس از مسلمانى به حبشه مهاجرت نمودند . « 6 » ابناسحاق و واقدى بر اساس مستنداتى نظر دادهاند كه سكران پس از بازگشت از حبشه در مكّه وفات يافت ؛ ولى موسى بن عقبه و ابومعشر با شيخ طبرسى در « اعلامالورى » ص 148 همعقيده هستند كه وفات او در حبشه بوده است .
راويان سيرهء پيامبر به گفتههاى قتاده ، ابوعبيده ، عقيل و ابنشهاب اشاره كردهاند كه
هامش
( 1 ) . يعقوبى ، « تاريخ » ص 415 ، ترجمهء فارسى . ابنهشام ، « السّيرة النّبويّه » ج 3 ، ص 350
( 2 ) . حاكم نيشابورى ، « المستدرك » ج 4 ، ص 28 به نقل از ابوهريره ؛ متّقى هندى ، « كنزالعمال » ج 16 ، صص 305 و 306 به نقل از جابر ، عروه ؛ ابنحجر عسقلانى ، « الاصابه » ج 4 ، 347 ؛ ترمذى ، « الجامع الصّحيح » ج 5 ، ص 368 ، به نقل از انس بن مالك .
( 3 ) . « الاستيعاب » ج 4 ، ص 349 ، هامش الاصابه .
( 4 ) . در بارهء مقام محدّثى وى ، نك : ابنحجر عسقلانى ، تهذيب التّهذيب ، ج 12 ، ص 429
( 5 ) . ابنحبّان ، الثّقات ، ج 2 ، ص 138
( 6 ) . ابناسحاق ، « السّيرة النّبويّه » ج 4 ، ص 294