امّسلمه در حبشه دخترى به دنيا آورد كه به آوردهء ابن عبدالبر ، نامش را برّه نهادند كه پيامبر اين نام را نپسنديد و زينب گذارد . « 1 » پس از بازگشت از حبشه و ورود به مدينه ، ابوسلمه در نبردهاى بدر و احد با مسلمانان شركت كرد و گفتهاند كه بر اثر جراحتى كه در احد ديد ، در سال سوم يا سى و پنجمين ماه از هجرت درگذشت . ( به اختلاف ) « 2 » با توجّه به مراجع يادشده و غير آن ، « 3 » پيامبر پس از شهادت ابوسلمه ، از امّسلمه خواستگارى و با وى ازدواج كرد . « 4 » امّالمؤمنين : امّسلمه ، همسر پيامبر و خواهر رضاعى عمّار ياسر بود . وى كه همسرش را در راه عقيدهء حضرت محمّد صلى الله عليه و آله از دست داده بود ، از سابقين اسلام به حساب مىآمد و در ميان زنان مسلمان از موقعيّت ممتازى برخوردار بود .
پس از رحلت پيامبر او از ثقات حديث و فقهاى مدينه و مراجع صدر اسلام گرديد . « 5 » امّسلمه در جهت راه و روش اهلبيت عليهم السلام گام مىنهاد و راوى و مدافع حديث غدير بود و فرزندش : « عمر ابن ابىسلمه » مقرّب اميرمؤمنان على بن ابىطالب گشت . « 6 » او در جنگ جمل ، از حاميان على بن ابىطالب بود و نسبت به خروج امّالمؤمنين :
عايشه معترض بود . « 7 » اواخر عمر امّسلمه با رسيدن خبر شهادت حسين بن على عليه السلام مصادف بود و او
هامش
( 1 ) . « الاستيعاب فى أسماء الأصحاب » ج 4 ، ص 319
( 2 ) . ابنهشام ، « السّيرةالنّبويّه » ج 3 ، ص 102 ؛ يعقوبى ، « تاريخ » ج 1 ، ص 362 ؛ حاكم ، « المستدرك » ج 3 ، ص 629
( 3 ) . نويرى ، « نهايةالارب » جزء 18 ، ص 179 ؛ ابنسعد ، « الطبقات الكبرى » ج 8 ، صص 60 و 68 ؛ محبّالدّينطبرى ، « السمط الثّمين » ص 84 ؛ « صفة الصّفوه » ج 2 ، ص 70 ؛ احمدبن عبداللَّه خزرجى ، « خلاصة تذهب الكمال » ص 427
( 4 ) . حاكم ، « المستدرك » ج 4 ، صص 16 و 17 ؛ ابنهشام ، « السّيرةالنّبويّه » ج 4 ، ص 294
( 5 ) . ابنحجر عسقلانى ، « تهذيب التّهذيب » ج 12 ، صص 455 و 456
( 6 ) . ابناثير ، « اسد الغابه » ج 4 ، ص 79 ؛ « نهج البلاغه » رسائل ، 42 ، ص 414
( 7 ) . يعقوبى ، « تاريخ » ج 2 ، ص 78 ؛ خوارزمى ، « المناقب » ص 11 ، « فى قتال أهلالجمل » شهربن خوشب .