در سال 1397 ه . ق . بار ديگر عازم آن ديار شدم ؛ ولى راه را گم كردم . پس از جستجو ، مردى را ديدم كه چون از ايرانىبودنم مطمئن شد ، خود را از شيعيان نخاولهء مدينه معرّفى كرد . به او گفتم :
« راه به مركز تقريبى منازل بنونضير را گم كردهام . » گفت :
« آنجا به دنبال چه هستى ؟ » گفتم :
« در ميان آنان مردى بنام كعب بن الأشرف قصرى داشته است . » گفت :
« حصن كعب ؟ ! . . . بيا تا تو را آنجا برم . آثارى از قلعهاش بجاى مانده است . »
پس از شناخت دقيق محلّ آثار و نقشهبردارى و تهيّهء عكس و اسلايد از آن ، به مدينه بازگشتم و كليّهء اطّلاعاتى را كه در منابع و مآخذ تاريخ مدينه در دسترسم بود ، جمعآورى نمودم . در اين ميان به استثناى آثار قدما ، دو كتاب « المدينة بين الماضى و الحاضر » « 1 » و « آثار المدينة المنوّره » « 2 » گزارش مبسوطى ارائه كرده بودند كه پس از تنظيم آنها از طريق عوالى ، قربان ، امّعشر و امّاربع به محل بازگشتم .
قلعهء كعب بن اشرف كه مهمترين استحكامات بنونضير بوده ، در بلندىهاى حرّهء جنوبى بنىنضير با سنگهاى ضخيم و سياه ساخته شده است . قطر ديوارها يك متر و حدّاكثر ديوار مرتفعى كه بجاى مانده بود ، 4 متر داشت كه حدوداً طول و عرض آن يكسان و تقريباً هر ضلع آن 33 متر بود . به نظر مىرسيد كه در اصلى آن در سمت غربى بنا قرار داشته است . به استثناى محوّطهء داخلى بنا كه حدود 1000 مترمربّع مساحت داشت ، پيرامون آن ، آثار ديوارهاى 8 اتاق قصر را به خوبى مىتوان مشاهده كرد .
در چهار گوشهء بناى قلعه ، آثار برجهاى بلندى بجاى مانده است و در خارج از ديوار جنوبى قصر و متّصل به ديوار ، اثر چاه بزرگى ديده مىشود كه دقيقاً و بىهيچ شبههاى ، گذشت بيش 14 سده را نشانگر است . به خاطر اهميّت موقعيّت قلعه ، از درون آن راهى به سوى خارج آن حفر شده بود تا در روزهاى محاصره از آن بهره گيرند .
هامش
( 1 ) . متعلّق به ابراهيم بن على العياشى ، كه در ص 27 آن مطالبى در اين باب وجود داشت .
( 2 ) . متعلّق به عبدالقدّوس انصارى ، صاحب مجلّهء « المنهل » و اديب و پژوهندهء برجستهء عربستان امروز .