« چون از كشتن كعب فارغ شدند ، سرش را بريدند و همراه خود بردند . پس شتابان بيرون آمدند . چون از كمين يهوديان بيمناك بودند ، به محلهء بنىاميّة بن زيد و سپس محلهء يهود بنىقريظه رسيدند كه آتشهاى ايشان بر فراز كوشكهايشان روشن شده بود .
سپس به بعاث رسيدند . چون به حرةالعريض رسيدند ، زخم حارث شروع به خونريزى كرد . چون به بقيع رسيدند ، تكبير گفتند . »
در اين مسير ، محمّد بن مسلمه از جنوب شرقى مدينه حركت نموده ، به جانب شمال منازل امية بن زيد بن قيس . . . بن الاوس در مجاورت منطقهء نواعم رفت . پس از عبور از بنىقريظه و مزرعهء مجاور آن بنام بعاث به قسمت شمالى حره كه به عريض شهرت دارد ، رسيد و از آنجا به جانب مغرب تغيير مسير داد و به بقيع رسيد .
پ : آثار خانهء كعب بن اشرف
در سالهاى 1395 ه . ق . تا 1398 ه . ق . / سفر و بررسى عينى سرزمينهاى شرق مدينه از منطقهء گرم و سوزان حرّهء واقم تا خرماستان و باغستانهاى مجاور آن براى شناسايى حدود تقريبى منازل بنوحارثه و بنومعاويه ، بنوعبدالاشهل و بنوظفر تا طوايف يهودى : بنونضير و بنوقريظه - كه ميراث فرهنگى ايران و عرب از آنها به فراوانى سخن آورده است - با رنجهاى زيادى توأم شد .
در اين سير و در حالى كه فهرست بيش از يكصد اثر و نشان تاريخى را در دست داشتم ، به اثر و نشانى در خصوص خانهء كعب بن اشرف / دست نيافتم و تنها براى شناسايى قدم به قدمِ حدود شهركهاى انصار و يهوديان تا دامنهء كوه عير ، توفيقاتى به دست آوردم .
در منطقهاى كه بنا به شواهد و مآخذ ، محلّ زيست بنونضير بوده ، آثار بجامانده از ظاهراً قلعهاى نظرم را جلب نمود ؛ ولى ذهنم به تطبيق آن با مستندات تاريخى راه نيافت و فراموشش كردم . بعدها در مراجعهء مجدّد به كتابى به نام « آثار المدينة المنوّره » احساس كردم : پژوهشى كه پيرامون حصن كعب بن الأشرف آورده ، بايد همانى باشد كه در سال 1396 ه . ق . ساعتى نظرم را به خود جلب كرده بود .