لأحكام القرآن » به نقل از ابنعبّاس ، مجاهد ، ربيع و شعبى ، در ذيل آيهء
« . . . أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ . . . »
« 1 » آوردهاند ، مؤيّد اطلاق طاغوت به كعب بن اشرف است . « 2 » كعب با چنين موقعيّت و به عنوان مانع بزرگى در راه رشد و استقرار طبيعى مسلمانان در مدينه ، موجب شد تا پيامبر در سال سوم هجرت به چارهانديشى بپردازد و تصميم نهايى و قاطعانهء خود را در قبال نفوذ و قدرت روزافزون كعب به مشورت گذارد :
امام بخارى در « صحيح » « 3 » و امام مسلم در « صحيح » « 4 » گفتهاند :
زهرى گويد :
« من لكعب بن الأشرف . فإنّهُ قد آذى اللَّه و رسوله . فقال محمدبن مَسْلَمَة : يا رسولاللَّه أ تحبُّ أن أقتله ؟ قال : نعم » . « 5 » امام مازرى خلاصهء دلائل صدور اجازهء قتل كعب را چنين دانسته است :
« إنّه نقض عهد النبيّ - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - و هجاه و كان عاهده أن لا يعين عليه أحداً ثمّ جاء مع أهل الحرب معيناً عليه » . « 6 » به هر حال به تدبير و شيوهاى در خور تأمّل ، كعب توسّط محمدبن مسلمه و
هامش
( 1 ) . نساء : 60
( 2 ) . نووى ، شرح صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 160 ، « الجهاد و السير » ، باب قتل كعب بن الاشرف طاغوت اليهود . نيز نك : ابنابراهيم تفليسى ، وجوه قرآن ، ص 184 ، حرف طىّ ، اهتمام : مهدى محقّق ، تهران 1360
( 3 ) . باب الكذب فى الحرب ، به نقل از جابر بن عبداللَّه انصارى .
( 4 ) . باب « من قتل ابن جهل و كعب بن الاشرف » ، كتاب الجهاد و السير ، به نقل از زهرى و او از جابر بن عبداللَّه انصارى .
( 5 ) . « چه كسى حريف كعب بن اشرف است ! او خدا و رسول را آزار داده است . محمد بن سلمه گفت : يا رسول اللَّه ، آيا دوست داريد او را بكشم ، فرمود : آرى . » نك : ابناسحاق ، السّيرة النّبويّه ، ج 3 ، ص 58 . در اين مأخذ ، گفتهء پيامبر چنين ثبت شده است : « من لى بابنالأشرف ؟ » . نيز نك : كلام محمّدبن مَسْلَمَه حارثى در تهذيب التهذيب ، ابنحجر عسقلانى ، ج 9 ، ص 455
( 6 ) . « عهدى كه با رسول اللَّه بسته بود زير پا گذاشت و پيامبر را هجو و دشنام داد و پيمان بسته بود كه به ديگران عليه پيامبر كمك و مساعدت ننمايد ، ليكن با دشمنان پيامبر همدست و بهجنگ پيامبر آمد . »
نك : نووى ، شرح صحيح مسلم ، همان مأخذ .