3 - 7 / ب : باب على و حديث سدّ الابواب
آنچه مسلّم است ، در چهار ديوارىِ اطراف مسجد ، پنجرهها ( خوخه ) و درهاى ( ابواب ) اختصاصى ، از منازل مجاور مسجد - كه عموماً محلّ سكونت شخصيّتهاى معروف اسلام بوده - رو به مسجد گشوده شده بود و آنان ، از طريق درها به مسجد رفت و آمد مىكردند و از آن سوى پنجرهها به درون مسجد مىنگريستند و نظارهگر وقايعى بودند كه در مسجد رخ مىداد .
وجود چنين روزنههايى ، از يك سو موجب فخر در تقرّب و از سوى ديگر موجب سهولت در رفت و آمد به شمار مىآمد ؛ تا اينكه در يكى از روزهاى قبل از وقوع نبرد احد و دور از انتظار همگان ، پيامبر دستور بستن آن درها و پنجرهها را صادر فرمود .
در ابتداى انتشار اين فرمانِ به ظاهر ساده ، بحثهايى برانگيخته شد و پرسشهايى به دنبال آورد كه مرحله به مرحله و با گذر زمان اهميّت و عمق نظر پيامبر را عيان مىساخت و بعدها در تاريخ مسلمانى ، فصلى مستقل و موضوعى قابل بحث و مناقشه از سوى پژوهندگان و صاحب نظران گرديد .
حاكم در « المستدرك » « 1 » به نقل از زيد بن ارقم نقل مىكند :
« فقال - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - يوماً سدّوا هذه الأبواب إلّا باب عليّ ، قال : فتكلّم في ذلك ناس فقام رسول اللَّه - صلّىاللَّه عليه [ وآله ] وسلّم - فحمداللَّه و أثنى عليه ثمّ قال : أمّا بعد ، فإنّي أمرت بسدّ هذه الأبواب غير باب عليّ . فقال فيه قائلكم و اللَّه ما سددت شيئاً و لا فتحته و لكن أمرت بشيء فاتبعته . هذا حديث صحيح الإسناد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . المستدرك على الصحيحين في الحديث ، كتاب معرفة الصحابه ، ج 3 ، ص 125
( 2 ) . « روزى پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : همهء اين درها ، جز در خانهء على را ببنديد . گفتند : برخى از مردم در اينباره گفتگو كردند ، لذا پيامبر بر خاست و حمد و سپاس خداوند به جاى آورد . سپس فرمود : اما بعد ، من مأمور بستن اين درها جز در خانهء على شدم و عدهاى از شما در اين باره سخنانى گفتند . به خدا قسم من درى را نبستم و يا باز نگذاردم مگر به فرمان خداوند كه از او تبعيت نمودم . اين حديث مستند و صحيحى است . »