پس از عمربن عبدالعزيز در قرن اول هجرى ، حجره يا مرقد يا مقصوره ، مكرّراً با حفظ شكل اوليّه ، مورد تعمير و مرمّت قرار گرفت ، كه ذيلًا اهمّ سير تداومى آن را قبل از وصف موقعيّت امروزى آن بر اساس منابع و مآخذ تاريخى برمىشماريم :
اسحاقبن سلمه كه از جانب متوكّل ( 247 - 232 ه . ق . ) مأمور عمران و آبادى مدينه و مكّه بود ، نماى حجرهء شريفه را بازسازى كرد و زمين آن را به سنگهاى مرمر مفروش ساخت و بتنونى در « الرحلة الحجازيه » ( ص 217 ) ، گفته است :
« اوّلين كسى كه بر حجرهء شريفه پردهاى آويزان نمود ، خيزران مادر هارونالرشيد بود . »
در سال 548 ه . ق . جمالالدّين اصفهانى ، وزير سلاطين « زنگى » ؛ « اتابك موصل » ، اطراف حجره را به ارتفاع يك قامت با مرمر نماسازى و آن را مرمّت نمود و تمامى ضلعهاى اطراف مقصوره را با ضريحى چوبى و مشبّك ، محصور و مزيّن كرد و اين اوّلين ضريحى است كه بر مرقد پيامبر صلى الله عليه و آله بنا نهاده شد .
در سال 557 ه . ق . سلطان نورالدّين محمودبن زنگىبن اقسنقر ( متوفّاى 569 ه . ق . ) از « اتابكان شام » « 1 » به دنبال آگاهى يافتن از سوء قصد به مسجد و حفر زمين اطراف مسجد جهت ربودن جسد مطهّر فرمان داد تا در اطراف حجره خندقى حفر كنند و آن را با سرب پر سازند تا كسى قادر به حفر كانال جهت ربودن جسد نباشد ! « 2 » در سالهاى 667 تا 680 قمرى ، ركنالدّين بيبرس از حاكمان « مماليك مصر » و از نوادر امراى با فضل و فضيلت ( متوفّى به سال 725 ه . ق . ) اطراف جدار مرقد و حجرهها را به ضريحى چوبى ( داربزين ) كه داراى سه درِ جنوبى ، شرقى و غربى بود ، محصور نمود . « 3 »
هامش
( 1 ) . نك : بنىزنگى .
( 2 ) . بتنونى : « الرحلة الحجازيه » ، ص 216
( 3 ) . حافظ ابن احمد داودى : « الطبقات المفسرين » ، جزء 1 ، ص 120 ، قاهره 1972 م .
« حسن المحاضره » ، ج 1 ، ص 555 . « الدرر الكامنه » ، ص 431 و « السلوك » ، ج 2 ، ص 269 و همچنين : « النجوم الزاهره » ، ج 9 ، ص 263