را از نزديك زيارت كنند و آمادگى خود را براى هرگونه خدمت ابراز دارند و دائرهء پيمان را از نظر كميت و كيفيت شرائط گسترش دهند . كاروان حج مدينه ، كه بالغ بر پانصد نفر بودند ، حركت كرد . در ميان كاروان هفتاد و سه تن مسلمان كه دو تن از آنها زن بودند ، وجود داشت و بقيه ، بىطرف يا متمايل به اسلام بودند . گروه مزبور با پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه ملاقات نمودند و براى انجام دادن مراسم بيعت ، وقت خواستند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : محل ملاقات « منى » است . هنگامى كه در شب سيزدهم ذى الحجه ، ديدگان مردم در خواب فرو مىرود ؛ در پائين « عقبه » « 1 » به گفتگو بنشينيم .
شب سيزدهم فرا رسيد ، رسول گرامى صلى الله عليه و آله پيش از همه با عموى خود « عباس » در عقبه حاضر شدند . پاسى از شب گذشت ، ديدگان مشركان عرب ، در خواب فرو رفت . مسلمانان يكى پس از ديگرى از جاى خود بلند شدند و مخفيانه به سوى عقبه روى آوردند . عباس ، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله مهر خاموشى را شكست و دربارهء پيامبر صلى الله عليه و آله چنين گفت :
« اى خزرجيان ! شما پشتيبانى خود را نسبت به آئين « محمد » ابراز داشتهايد . بدانيد كه وى گرامىترين افراد قبيلهء خود مىباشد . تمام بنى هاشم ، اعم از مؤمن و غير مؤمن دفاع از او را بر عهدهء خود دارند ، ولى اكنون « محمد » جانب شما را ترجيح داده و مايل است در ميان شما باشد . اگر تصميم داريد كه روى پيمان خود بايستيد و او را از گزند دشمنان حفظ كنيد ، او مىتواند در ميان شما زندگى كند ، و اگر در لحظات سخت قدرت دفاع از او را نداريد ، هم اكنون دست از او برداريد و بگذاريد او در ميان عشيرهء خود با كمال عزت و مناعت و عظمت به سر ببرد » .
در اين هنگام « براء بن معرور » بلند شد و گفت : به خدا سوگند هرگز در دل ما غير از آنچه بر زبان ما جارى مىشود ، چيز ديگرى نيست . ما جز صداقت و عمل به پيمان ، و جانبازى در راه پيامبر صلى الله عليه و آله ، چيز ديگرى در سر نداريم . سپس
هامش
( 1 ) . گردنهايست نزديك منى .