است به « سخنه » ، دو نفر ديگر هم قونسولى از « انگليس » مىرود به « بغداد » بايد همراه او باشد به اين جهت عسكر نبود .
« تدمر » اول خاك « دير » « 1 » است و به نظم « شام » نيست .
خلاصه بعد از گفت و شنود بسيار و مشاوره قرار بر استخاره شد . كلام اللَّه خواسته استخاره كردم . رفتن بسيار خوب آمد و ماندن بد . بر حسب استخاره بناى حركت بر اول آفتاب و مجتمعاً شد . اول آفتاب حركت كرديم . اما ما قدرى ملاحظه باركشها را كرده ، درشكهها قدرى كه جلو مىرفت صبر مىكردم و پياده شده قليان مىكشيديم تا ارّابهها و شتردارها رسيده ، قدرى جلو مىافتادند اسلحههايى كه همراه بود هم همه با خود برداشته بوديم .
سخنه
اول ظهر رسيديم به « سخنه » ، « سخنه » دهى بزرگ بالاى تپهاى واقع است . داراى دويست خانوار است . سه چشمه آب گرم معدنى از زير تپه جارى است . كه يكى ، هم آبش زيادتر و هم گرمتر از دوى ديگر است . دو زوج آب جارى دارد . بالاى تپه چادر سرپا كرده نهار خورده ، قدرى خوابيديم . عصرى برخاسته رفتم چادر عربها ، خيلى اظهار امتنان مىكردند از مواظبت كه در حركت از آنها كرده بودم . نزديك غروب رفتم ميان چشمه ، غوطه خوردم ، آب گويا از معدن نفت است ، گرم است اما نه به گرمى « گرمآب مشهد » .
حمام مفت
حاجى كه همراه بودند ، همه حمام مفت ديده و مشغول خودشويى بودند ، چشمه آب سردى گفتند در نيم فرسخى دارد . مالى و آدمى كرايه كرده ، با « حاج محمود » ، عكّام خود فرستادم رفت دو مشك آب براى خوردن آورد . چون مىگويند منزل فردا و پس
هامش
( 1 ) - در اطلس تاريخ اسلام « دير زور » آمده ، و در نقشه منتشر شده توسط موسسه جغرافيايى ارشاد « ديرز زور » نوشته شده است .