و شفتالو در بعضى از باغات بود و بعض ديگر بىدرخت بودند و در آنها زراعت نموده بودند .
تبوك
بدان كه تبوك را صاحب قاموس به تقديم با نوشته است « 1 » و صاحب مجمعالبحرين به تقديم تا نوشته . مسجد و خانههاى رعيتى و قلعهء عسكريه دارد كه تخميناً ده ذرع طول آن است و در پشت قلعه ، در سمت شمال ، چشمهء آب و سه بركه است كه از آب چشمه پر مىشوند و سكنهء آنچا تقريباً دويست خانوار است ، ولى امروز جز معدودى از طايفهء نسوان ديده نشد و رجال آن ديده نشدند . چنين مىگفتند ، امسال بعد از آمدن محمل شامى ، خونى در ميان آنها واقع شده ، مردان آنها نزد مشايخ اعراب رفتهاند كه عمل خون را بگذرانند ، ولى جناب سعيدپاشا مىگفت : دروغ مىگويند ، مردان آنها مخفى شدهاند و عجبتر آن كه ، در اين آبادى غير از خرما و كاوه و جو آذوقه پيدا نمىشد .
دوشنبه دوم يك ساعت از دسته گذشته روانه شديم . حركت رو به شمال غربى بود .
اراضى اين راه از اول تا آخر صاف و مسطح و وسيع بود و در دو سه جا انحطاط و انخفاض اندكى در راه به هم مىرسيد و جبال اطراف بسيار دور بودند و منبرالنبى ديروز و امروز نمودار بود . ظهر عواف كردند . يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم و اسم منزل را قاع مىناميدند . آب نداشت . تمام حجاج از منزل تبوك آب برداشته بودند .
امروز در اين راه افعى شاخدار مخطّطى ديده شد كه دو وجب قد آن بود . سرش را كوبيده آوردند ، ملاحظه نموديم .
سهشنبه سيم طلوع صبح روانه شديم . اراضى اين راه نيز وسيع بود و بعضى جاها شورهزار بود كه سنگها شوره بسته بود . دو ساعت به منزل مانده ، در سه چهار محل سنگلاخ شد ، ولى چندان خت نبودند و فاصلهء سنگلاخها مسطح بود و نزديك به منزل ، نخلهايى ديده شد كه بعضى بلند بودند و پارهاى كوتاه ، ولى نخلهايى كه ساقهء آنها كوتاه بود ، بيشتر از نخلهاى بلند بودند . ظهر عواف كردند . غروب وارد منزل شديم . اسم منزل را
هامش
( 1 ) . در قاموس از تبوك ياد نشده ، در ذيل بتك به معناى قطع ، از البتوك ياد كرده ه ربطى به منطقهء تبوك ندارد .