است و مابقى سنگ . عدد ستونهاى مسجد قديم چهل و دو بوده و اكنون پنجاه و چهار است . تقريباً ارتفاع استوانهها شش ذرع است و قطر آنها مختلف ، نصفهء مرمرها سه چارك قطر دارد و سايرين بعضى يك ذرع و نيم برخى يك ذرع و سه چارك و بزرگها سه ذرع . بالجمله مسجد مبارك ، به واسطهء نورانيت وجود مبارك جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله چنان روحانيت دارد كه گويا شخص در بهشت برين است و هرگز نمىخواهد از آنجا بيرون برود .
اسطوانههاى مسجدالنبى
بدان كه هفت اسطوانه است كه شرافت مخصوص دارند و هر يك را نامى نهادند و اسم آن را نگاشتهاند كه بدان علامت شناسند . اول اسطوانهء سرير است كه محل سرير حضرت پيغمبر بوده است . دوم اسطوانهء محرّس است كه حضرت امير در آن محل محارست حضرت پيغمبر را مىنموده است . سيم اسطوانهء وفود است كه جناب پيغمبر براى وفود اعراب در آنجا جلوس مىفرمودند و اين سه اسطوانه اتصالى به روضهء مباركه دارند .
چهارم اسطوانهء ابىلبابه است كه توبهء او در آنجا قبول شده است . اسطوانهء اول از قطار دوم است . پنجم اسطوانهء عايشه است كه در آنجا مىنشسته . اسطوانهء دوم از بطار سيم است . ششم اسطوانه مخلقه است ، اسطوانه چهارم از قطار اول و در پشت محراب مبارك است . هفت اسطوانهء حنانه است كه ستون پنجم از قطار ثانى است و بر پلهء اول منبر مبارك است و اين ستون در جاى شجره بنا شده است كه جناب ختمى مآب به آن تكيه فرمودند و مردم را موعظه مىنمودند و بعد از ساختن منبر ، آن شجره به حنين و ناله آمد و جناب ختمى مآب وعدهء بهشت به او دادند . يك اسطوانه هم در كتب ديده شد كه اسطوانه تهجد ناميدهاند ، « 1 » ولى در مسجد اسطوانهاى به اين علامت ديده نشد . اسطوانهء محرس را اسطوانهء حرس نوشتهاند و آن غلط است ! « 2 »
هامش
( 1 ) . قاعدتاً مقصود محراب تهجد يا ستونى است كه در نزد آن است و در قسمت شمالى ضريح نبوى ، در محلى است كهپشت خانهء فاطمهء زهرا عليها السلام است .
( 2 ) . معلوم نشد كه چرا غلط است .