مسجد حضرت ختمى مآب صلى الله عليه و آله
بدان كه مسجد مبارك ، چنانچه در كتب نوشتهاند ، در عهد جناب ختمى مآب صلى الله عليه و آله پيش از آن كه بنا شود ، مربد تمر « 1 » بوده است يا موضع قبور مشركين يا ملك بنىنجار . جناب ختمى مآب صلى الله عليه و آله بر وجه شرعى آنجا را اخذ فرموده ، مسجد بنا نمودهاند و خودشان نيز در وقت بناء با انصار موافقت فرموده ، اين رجز را براى ترغيب آنها بيان مىفرمودند :
أللّهُم لا عيش إلا عيش الآخرة * فانصر الانصار والمُهاجرة
و بنيان مسجد از خشت بوده است و سقف و اعمدهء آن از جريدهء نخل و در طول آن از مشرق به مغرب هفت استوانه واقع بوده است و در عرض آن از جنوب به شمال ، شش ستون و بعد از عهد پيغمبر صلى الله عليه و آله عمر و عثمان بر عرض و طول مسجد افزودند و جدار آن را از احجار منقوشه نمودند و در عهد بنىاميه نيز عمر بن عبدالعزيز ، والى مدينه ، به امر وليد بن عبدالملك ، هدم مسجد و بيوتات ازواج بنى نموده ، داخل مسجد كرد و بر عرض و طول آن افزود . خلافت كه به نبى عباس رسيد و مهدى والى شد ، مسجد را وسيع نموده ، سقف آن را مرتفع ساخت و در سنهء 654 در زمان ملك ظاهر ، مسجد محترق شد ، مجدداً ساختند . « 2 » و در سنهء 886 صاعقه به مدينه آمد ، مسجد و صحايف و كتب را بسوخت ، ملك قايتباى در سنهء 888 تجديد عمارت كرد . « 3 » پس از آن ، سلطان عبدالمجيدخان در سلطنت خود مسجد و صحن را تجديد كرده ، در پانزده سال به اتمام رسانيد و به روضهء مباركه كه از بناى ملك قايتباى بود نپرداخت و الحق خوب بنا كردهاند و اكنون در طول مسجد نه ستون واقع است و در عرض آن شش ستون و فاصلهء ستونها هفت قدم است و طول مسجد بر حسب اقدام ، دويست و بيست قدم است و عرض آن صد و چهل قدم . و اكنون در ميان مسجد قديم و اضافهء جديد ، به اسوانهها فرق گذاردهاند . آنچه اسطوانهء مسجد قديم است ، هفت عدد ، آن علامت معين دارند و سى و پنج عدد ديگر ، نصف پايين آن مرمر
هامش
( 1 ) . محل خشك كردن خرما
( 2 ) . نك : وفاء الوفا بأخبار دارالمصطفى ، ج 2 ، ص 598 فصل 26
( 3 ) . گزارش اين آتشسوزى را فضلالله بن روزبهان در رسالهء هداية التصديق الى حكاية الحريق آورده است . خلاصهترجمه اين رساله را ما در مجلهء ميقات ش 10 به چاپ رساندهايم .