استراحت كند ، اشاره كرده است كه :
كه مىباشد چنين رسم زمانه * گهى در غار و گه آيينه خانه
اشاره به زندگى وى در آيينه خانه ، به شرط آن كه مقصود عمارت آيينه خانهء اصفهان باشد ، مىتواند موقعيت اجتماعى او را نشان دهد . همچنين از ديگر اشعار او ، مناسباتش با افراد زيادى در شهرها روشن مىشود كه خود ، دليلى ديگر بر منزلت اجتماعى والاى اوست .
وى پس از درگذشت شوهرش ، كه نمىدانيم پس از گذشت چه مدت از آن عزم حج كرده ، راهى سفر شده است . وى در مسير راه ، كنار قبر شوهرش كه در منطقهء گز اصفهان بوده رفته و از او چنين ياد مىكند :
جَرَس زد نغمه را در پردهء راست * كه گلزار خليل اينجاست اينجاست
چو بر گلزار يارم رهنمون شد * سرشك ديدهام چون جوىِ خون شد
على رغم زندگى طولانى وى در اصفهان ، آنچنان كه از يكى از اشعار او بر مىآيد ، دولتآباد قزوين ، سرزمين آبا و اجدادى او بوده است . وى در اين باره مىگويد :
در اين وادى گره در كارت افتاد * به محمل دم فسون تا دولت آباد
بدان سر منزلِ نيكو فرود آى * كه باشد يادگار جدّ و آباى
زمانى كه وى در آنجا فرود آمده ، زنان آن منطقه از وى استقبال شايانى كرده ، به نيكويى از او پذيرايى كردند :
مرا ديدند چون آن ماه رويان * ستايش مىنمودنم چو شاهان
همه در سجده و در پاى بوسى * شدن همچو چرخ آبدستى
نشاندندم به منّت چون جهاندار * ستادندى بهپا چون بندهء زار
به خورد خويش هر يك ارمغانى * بياوردى ز روى جان فشانى
به هر دم مجلسى بهرم مهيّا * نمودند آن بتان ماه سيما
به هر كس ميهمانيم ميسّر * شدى ، افراختى بر كهكشان سر