عربى و منشعب از عشاير « طفيله » ، كه هماكنون در اردن سكونت دارند ، دانست . وى احتمالًا در اواخر عمرش ، در قم اقامت داشته و به تربيت شاگرد ، مشغول بوده است ؛ زيرا بيشتر شاگردان او ، اهل قم مىباشند .
وى در فقه و حديث ، به مقام شايستهاى رسيد و استماعات او ، در نگاه صاحبنظران ، مورد قبول مىباشند . اين مطلب در حالى است كه در هيچ يك از منابع كهن رجالى ، به اعتبار احاديث او ، تصريح نشده است . اما مقام علمى او و همچنين روابط نزديكش با امامان عصر خود ، سبب شدند تا علامه حلى و ابن داوود ، كه در اعتماد به راويان سختگيرند ، او را با واژه هايى همچون « عظيم الشأن » و « ممدوح » ، بستايند .
با اين حال ، از برخى گزارشها استفاده مىشود كه وى پس از رحلت امام حسن عسكرى ( ع ) ( 260 ه . ق ) در مسئله « امامت » ، اندكى دچار ترديد شد و به دنبال حقيقت مىگشت ؛ تا اينكه در سال 262 ه . ق ، كه اوايل عصر غيبت بود و مردم شيعه ، در شناخت امام خويش ، دچار حيرت و سرگردانى شده بودند ، خدمت حكيمه ( عليهاالسلام ) دختر امام جواد ( متوفاى 274 ه . ق ) رسيد و از پشت پرده ، از آن بانو پرسيد كه در امر امامت ، از چه كسى پيروى كند ؟ حكيمه خاتون در پاسخ ، نام « امام عصر ( عج ) »
حكيمه دختر امام جواد ( ع ) ( مدفون در حرم عسكريين ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: محمدمهدى فقيه بحرالعلوم
ص١١٧