ليك بايد بستاييد كسى را به ثنا * كاين چنين هديه فرستاده با زينت و فر
اشعارى در مدح حضرت سيد ميرمحمد بن موسى كاظم ( ع )
ميرزا ابوالحسن شيرازى * فوق جرم الشمس و القمر
يا حبذا قبه فاقت علي القمر * و حبذا روضة طابت من العطر
هذا سرادق عرض الله قد رفعت * قبابه فوق جرم الشمس و القمر 2
نهان و آشكار « 1 »
چرا از خامه بوى عود و مشك عنبر آمد * يقين ، در وصف ، گلزار امام هفتمين آمد
شهى كش چرخ ، از بهر ركوعش تا ابد خم * مهى كز فرش تا عرشش به تسخير نگين آمد
« محمد عابد » آن نسل بلافصل شه كاظم ( ع ) * كه عصر خود چو جدش شاه زين العابدين آمد
حريم او به شيراز پناه دردمندان شد * نگر كحل البصر ، خاكش به چشم زائرين آمد
هزار افزون گذشته گر زسال رحلتش ، نسلش * پى ترويج دين ، مأمور رب العالمين آمد
هامش
( 1 ) . فارسنامه ناصرى ، ج 2 ، ص 915 .