بود و در منابع اعضاى آن به خاندان نخعى و مذحج معروف بودند و در اسلام به تاريخ درخشان اين طايفه بسيار توجه شده است . اصالت اين خانواده و برومندى و برازندگى اين دودمان به حدى است كه از رسول خدا ( ص ) نقل شده ، كه فرمودند :
« اكثر القبائل في الجنه مذحج »
( نخع ) . « 1 »
مالك اشتر نيز در يكى از رجزهاى خود به نسبت خويشاوندىاش افتخار مىكند و مىگويد : « من از دودمان ربيعه و مُضَر نيستم ، بلكه من از خاندان شريف و برجسته مذحج هستم » . « 2 »
پيش از اسلام يعنى در زمان جاهليت ، خاندان بزرگ نخع در جنوب شرقى « بيضاء » در درههاى « مران » ، « كبران » ، « نزعه » ، « حجومه » ، « ملاحه » ، « التيبب » ، و « صحب » زندگى مىكردند . « 3 » همچنين گفته شده است ، گروهى از آنان در قريه بزرگ و معروف آن زمان يمن به نام « بيشه » و برخى در قريه ديگرى به نام « دشينه » « 4 » سكونت داشتند . « بيشه » در آن روز قريهاى آباد و سرسبز بود و نخلستانهاى بسيارى داشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . الانساب ، ابن حزم اندلسى ، ج 12 ، ص 161 ؛ امتاع الاسماع ، ج 14 ، ص 252 ؛ المعرفة والتاريخ ، ج 1 ، ص 328 ؛ نهاية الارب ، ص 298 .
( 2 ) . ديوان مالك اشتر ، عطار قيس ، ص 31 .
( 3 ) . صفة جزيره العرب ، ابومحمد همدانى ، صص 178 و 179 ؛ نقش قبايل يمنى در حمايت از اهل بيت ، اصغر منتظرالقائم ، ص 75 .
( 4 ) . دثينه نيز نوشتهاند .
( 5 ) . مراصد الاطلاع ، عبدالمؤمن بغدادى ، ج 1 ، ص 242