فرجام ابراهيم
عبدالملك بن مروان ( 66 - 86 ه . ق ) پيش از عزيمت براى نبرد با مصعب ، نامههايى به فرماندهان و فرمانداران او نوشت و آنان را تطميع كرد ؛ از جمله براى ابراهيم نيز نامهاى نوشت و به او قول داد اگر از زبيريان روىگردان شود ، حكومت عراقين ( بصره و كوفه ) را به او واگذار خواهد كرد . ابراهيم نامه را به مصعب نشان داد و گفت :
« بىترديد عبدالملك براى بقيه فرماندهان نيز چنين نامههايى ارسال كرده است . آنها را فرابخوان و اگر قول مساعد دادهاند ، گردن آنان را بزن » .
اما مصعب گفته ابراهيم را نپذيرفت و خود را براى جنگ با امويان مهيا ساخت .
بنا به نقل مورخان ، عبدالملك بن مروان لشكرى به فرماندهى برادرش محمد بن مروان ، به سوى عراق گسيل داشت و همزمان سپاه ديگرى براى جنگ با عبدالله بن زبير به مكه اعزام كرد . سپاه محمد بن مروان نزديك نهر « دجيل » در دير « جاثليق » در « مسكن » نزديك بغداد با سپاه ابراهيم روبهرو شدند . « 1 »
ابراهيم پيش از مقابله با امويان از مصعب خواسته بود كه عتاب بن ورقاء را چون منافق است و با عبدالملك مكاتبه دارد ، به كمك او نفرستد ، اما مصعب بدون توجه به توصيه
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، ياقوت حموى ، ج 5 ، ص 127 .