فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ ، قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ ، رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ
سحر انواع و اقسام بسيارى دارد بعضى از آنها داخل در امور طبيعى است و از دواها و معجونها گرفته و استعمال ميكنند مثل اينكه دارويى به بدنش ميمالد كه آتش آن را نميسوزاند و داخل آتش مىشود .
و اين قسم از عمل ساحر كارهاى غير عادى به نظر ميآورد در صورتى كه عمل غير عادى نيست به نظر چنين ميآورند .
قسم دوم شعبده كه از حركات سريع شعبده باز بحاضرين غير واقع نشان ميدهد و اينها نيز از امور طبيعى خارج نيستند .
قسم سوم از اقسام سحر كه بالاترين اقسام آنست از قوّت نفس و شدت عزم و اراده ساحر انجام ميگيرد و آن را علوم ليميا گويند و اين نحو از سحر پس از رياضات صعبه و ترك عادات و رسوم نفس مرتبط ميگردد بنفوس عاليه و ارواح قويه و تسخير جنّ و ارواح بشريه و اطلاع بر بعض مغيبات و خواب مغناطيسى و امثال اينها از شعب آنست لكن سحر هر اندازه كامل باشد از مرتبه نفوس بالا نميرود و تماما عمل شيطانى است كه در قوّه واهمه مردم تأثير مىكند قوله تعالى در سوره طه آيه 69 راجع بسحره فرعون فرموده
( يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى )
آيه سحر را از اقسام تخيّل معرفى مينمايد لكن منشأ معجزه پيمبران از عالم ما فوق الطبيعة ظهور نموده و در موادّ خارجى تصرف مينمايد و در جلد دوم اين تفسير تا اندازهاى راجع باقسام سحر بحث نمودهايم به آن جا رجوع شود .
پس چون ساحرها كه اهل خبره بودند و تمام خصوصيات و اقسام سحر را ميدانستند چنين ديدند بيقين دانستند كه عمل موسى خارج از سحر است و از عالم ( ما فوق الطبيعة ) بروز و ظهور نموده اين بود كه به سجده افتادند و گفتند ما بپروردگار عالميان آن پروردگارى را كه موسى و هارون ميپرستند ايمان آورديم .
قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
فرعون چون ديد خود ساحرها كه اهل فن ميباشند اعتراف نمودند بحقانيت