( توضيح آيات )
وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ
خداى جليل حبيب خود را مخاطب گردانيده كه اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ما كتاب يعنى قرآن را بر تو فرود آورديم و آن كتابى است بر حق و صدق كه باطل و كذب در آن راه نخواهد داشت زيرا كه از معدن حقيقت ( و مقعد صدق ) نزول نموده .
مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ
و از خصوصيّات اين كتاب الهى چنين است كه تصديق مينمايد آنچه را كه در كتب پيشينيان بدست آنها است از قوانين الهى و آنچه را كه بشارت داده و مطابق اصول عقائد آنان است ، اشاره به اينكه قرآن با كتابهاى آسمانى در اصول ديانات و كلّيّات قوانين الهى موافق است .
و ( من ) در
( مِنَ الْكِتابِ )
شايد من بيانى باشد كه در مقام بيان قرآن است كه قرآن چنين است كه آنچه را كه بدست آنها است از كتب آسمانى تصديق مينمايد و شايد ( من ) تبعيضى باشد بنا بر اينكه مقصود از ( اوحينا ) جنس وحى باشد يعنى قرآن بعض از مطلق وحى است .
إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ
خداوند به حال بندهگانش دانا و بينا است ميداند چه كس لايق نزول وحى است قوله تعالى
( اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ )
سوره انعام آيه 125 .
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ
سخنان مفسّرين در اينكه مرجع ضمير در ( منهم ) كيانند در اينجا دو قول است : بعضى گفتهاند مرجع ضمير عباد است يعنى صاحب قرآن رسول است و وارث آن عباد است و بعضى از بندگان بنفس خود ظلم نموده و حق قرآن را نگاه نداشته و در آن تفريط نموده و به احكام آن عمل ننمودهاند بلكه