ذات متعال پس از حكايت انبياء و قوم و ملت آنها در مقام بيان قدرت و خلاقيت و احسان خود برآمده كه خلق را متذكر گرداند كه نظر كنيد و به بينيد كه ما چگونه آسمانها را بقدرت خود بدون آنكه مسبوق به مدت و عدت باشد از حال نيستى بهستى و از عدم ذاتى بوجود آورديم و آنان را بنا نموديم و برافراشته و وسيع گردانيديم .
كسى وسعت آسمانها و عدد افلاك و كرات و كهكشانها را بجز آفريننده و مربى و مدبر آنها ندانسته و هر قدر علماى اهل هيئت حتى متبحرين و متخصصين در اين فن همت بر اين گماشته كه عدد ستارگان و كرات را بدانند اندكى از بسيار آن را نيز نفهميدهاند شايد عدد آنها غير متناهى باشد .
و علم انسان اگر چه محدود به حدى نيست هر قدر وسيع گردد باز قابل زيادتى است لكن چون فيض الهى غير متناهى است علم بشر هر قدر بالا گيرد در مقابل قدرت الهى متناهى ميگردد .
وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ
باز در مقام امتنان بر بنى آدم و علم و قدرت خود اظهار مىنمايد كه زمين را گسترانيديم و فرش زير پاى شما و مقام آرامگاه شما گردانيديم .
( مهد ) در لغت بمعنى گهوارهاى است كه براى اطفال تهيه مينمايند چنانچه در سوره مريم آيه 30 وقتى مريم براى رفع تهمت مأمور گرديد كه به اشاره بگويد از بچه سؤال كنيد گفتند
( كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا )
معقول نيست از بچهاى كه در گهواره است سؤال نمائيم .
در اينجا ذات متعال زمين را تشبيه بگهواره نموده كه همين طورى كه گهواره براى آرامش طفل حركت و رفت و آمد مىكند زمين هم همين طور در حركت دائمى خواهد بود .
چون اهل هيئت قديم متفق بر اين بودند كه زمين ساكن در هر شبانه روزى خورشيد يك دور در اطراف زمين ميچرخد اين بود كه اين آيه را طور ديگر معنى