و بيشتر از مفسرين در سبب نزول آيه چنين گفتهاند روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در مجلسى از مجلس انصار با خرى كه سوار بود وارد گرديد آن خر پشگل انداخت عبد اللَّه بن ابى بينى خود را گرفت و گفت اين خر را از نزد ما ببر كه ما را رنجور نموده عبد اللَّه بن رواحه گفت الاغ پيغمبر خوش بوتر از تو و از پدر تو است آن وقت بين ياوران عبد اللَّه بن ابى و ياوران عبد اللَّه رواحه نزاع درگير شد و براى حمايت عبد اللَّه بن ابى مردى در غضب شد و بعبد اللَّه بن رواحه سخن بد گفت و آن دو طائفه بهم دشنام ميدادند و كفش و چوب خرما بر يكديگر ميانداختند حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم نتوانست بين آنان اصلاح كند اين آيه فرود آمد ( ابو الفتح رازى )
فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ
و وقتى كه بسوى امر خدا بازگشت نمود بين آنان بعدل و قسط اصلاح نمائيد زيرا كه خداوند عدالت كنندگان را دوست دارد .
يعنى از هيچيك از آن دو طائفه طرفدارى نكنيد و نسبت بحقوق آنها بمساوات عمل نمائيد .
عدالت حدّ وسط بين افراط و تفريط در تمام امور است چنانچه در علم اخلاق ثابت گرديده كه جامع بين صفات نيكو از شجاعت كه از كمال قوّه غضبيّه پديد ميگردد و عفت كه ناشى از كمال قوّه شهويه است و حكمت كه از كمال قوه فكريه ناشى ميگردد هر گاه تمام اينها با هم جمع گرديد واجد آن را باصطلاح علماء اخلاق عادل گويند و كسى كه داراى ملكه عدالت گرديد محبوب حق تعالى ميگردد زيرا چنين كسى مظهر و نماينده عدل الهى گرديده كه از بالاترين اوصاف ربوبى بشمار مىرود .
و در شأن نزول آيه گفتارى از مفسرين نقل نموديم لكن چنانچه در جاى خود مبرهن گرديده مورد مخصص نيست و آيه اطلاق دارد كه هر وقت دو گروه يا دو نفر از مؤمنين با يكديگر نزاع نمودند تا ممكن است بايستى آنها را با هم صلح داد و هر گاه يكى بر ديگرى تعدى نمود بايد مظلوم استيفاء حق نمايد تا آنكه حق وى پايمال نشود .