مانند آيهء : « خداست كه آفرينش آفريدگان را آغاز مىكند ، سپس بار ديگر آن را باز مىگرداند » ، و آيهء : « در آفرينش هر چه خواهد مىافزايد » ، و آيهء : « خداى آنچه را خواهد از ميان ببرد و يا استوار بدارد » و آيهء : « و به هيچ كسى زندگانى دراز داده نشود و از عمر هيچ كس كاسته نگردد ) ، و آيهء مباركهء : « و گروهى ديگر واپس داشتگانند براى فرمان خدا ) ، و امثال آنها .
پس سليمان به مأمون گفت : اى أميرالمؤمنين ، از امروز به بعد به خواست خدا ، « بداء » را انكار نخواهم كرد ، و آن را دروغ نخواهم پنداشت .
مأمون گفت : هر چه مىخواهى از أبوالحسن بپرس ، به شرط آنكه خوب گوش دهى و انصاف را نيز رعايت كنى .
سليمان گفت : سرور من ! اجازه مىدهيد سؤال كنم ؟
امام فرمود : هر چه مىخواهى بپرس .
او گفت : نظر شما دربارهء كسى كه اراده را همچون « حىّ » و « سميع » و « بصير » و « قدير » اسم و صفت بداند چيست ؟
امام فرمود : شما مىگوييد : اشياء پديد آمدهاند و با يك ديگر تفاوت دارند ، چون او خواسته و اراده كرده است ولى نمىگوييد : آنها پديد آمدهاند و با يك ديگر تفاوت دارند چون او سميع و بصير است ، اين دليلى است بر اينكه آنها مثل « سميع » و « بصير » و « قدير » نيستند .
سليمان گفت : پس آيا او از اوّل و ازل مريد بوده ( صفت اراده را داشته ) ؟
امام فرمود : اى سليمان ، بنا بر اين ارادهاش چيزى است غير از او ؟
گفت : بله .
فرمود : پس در اين صورت چيزى غير از خود او را از ازل با او همراه دانستهاى ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٨٣