سؤالى در مورد جايگاه فرزندان على عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام
سليمانبنجعفر گفت : على بن عبيداللَّه بن حسين بن على بن حسين بن على بنابىطالب عليهم السلام به من گفت : خيلى ميل دارم خدمت حضرت رضا عليه السلام برسم و سلام عرض كنم .
گفتم : چرا نمىروى ؟
گفت : چنان جلال و هيبتش در نظرم هست كه بيمناكم .
اتفاقاً حضرت رضا عليه السلام مختصر كسالتى پيدا كرد ، مردم به عيادتش رفتند ،
من به او گفتم : آن موقعى كه انتظار داشتى رسيد ، حضرت رضا عليه السلام بيمار است و مردم به ديدنش مىروند ، اگر مايلى خدمتش برسى امروز موقع آن است .
براى عيادت به منزل آن جناب رفت ، همين كه آقا او را ديد خيلى محبت كرد و بسيار به او احترام نمود و مقامش را گرامى داشت ، على بن عبيداللَّه از اين همه لطف امام خيلى خوشحال شد .
بعد از مدتى على بن عبيداللَّه بيمار شد ، حضرت رضا عليه السلام به ديدن او رفت ، من نيز در خدمتش بودم ، آنقدر نشست تا همهء مردم رفتند وقتى خارج شديم كنيز من گفت :
همسر على بن عبيداللَّه امسلمه ، پشت پرده بود و متوجه حضرت رضا عليه السلام شد ، همين كه آن جناب خارج شد ، خودش را به روى جائى كه امام نشسته بود انداخت ، آنجا را مىبوسيد و بدن خود را به آن مىماليد .
سليمان گفت : وقتى على بن عبيداللَّه را ديدم ، كار همسرش امسلمه را برايم نقل كرد ، من نيز به حضرت رضا عليه السلام جريان را عرض كردم .
فرمود : سليمان ! على بن عبيد اللَّه و همسرش و فرزندش اهل بهشت هستند .
اى سليمان ! وقتى اولاد فاطمهزهرا و على عليهم السلام را خداوند عارف به مقام امام نمايد مثل ساير مردم نيستند .