تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩

سؤالى در مورد جايگاه فرزندان على عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام

سليمان‌بن‌جعفر گفت : على بن عبيداللَّه بن حسين بن على بن حسين بن على بن‌ابىطالب عليهم السلام به من گفت : خيلى ميل دارم خدمت حضرت رضا عليه السلام برسم و سلام عرض كنم . گفتم : چرا نمىروى ؟ گفت : چنان جلال و هيبتش در نظرم هست كه بيمناكم . اتفاقاً حضرت رضا عليه السلام مختصر كسالتى پيدا كرد ، مردم به عيادتش رفتند ، من به او گفتم : آن موقعى كه انتظار داشتى رسيد ، حضرت رضا عليه السلام بيمار است و مردم به ديدنش مىروند ، اگر مايلى خدمتش برسى امروز موقع آن است . براى عيادت به منزل آن جناب رفت ، همين كه آقا او را ديد خيلى محبت كرد و بسيار به او احترام نمود و مقامش را گرامى داشت ، على بن عبيداللَّه از اين همه لطف امام خيلى خوشحال شد . بعد از مدتى على بن عبيداللَّه بيمار شد ، حضرت رضا عليه السلام به ديدن او رفت ، من نيز در خدمتش بودم ، آنقدر نشست تا همهء مردم رفتند وقتى خارج شديم كنيز من گفت : همسر على بن عبيداللَّه ام‌سلمه ، پشت پرده بود و متوجه حضرت رضا عليه السلام شد ، همين كه آن جناب خارج شد ، خودش را به روى جائى كه امام نشسته بود انداخت ، آنجا را مىبوسيد و بدن خود را به آن مىماليد . سليمان گفت : وقتى على بن عبيداللَّه را ديدم ، كار همسرش ام‌سلمه را برايم نقل كرد ، من نيز به حضرت رضا عليه السلام جريان را عرض كردم . فرمود : سليمان ! على بن عبيد اللَّه و همسرش و فرزندش اهل بهشت هستند . اى سليمان ! وقتى اولاد فاطمه‌زهرا و على عليهم السلام را خداوند عارف به مقام امام نمايد مثل ساير مردم نيستند .