حضرت فرمود : پدرم از جدّم از باقر از زين العابدين از پدرش عليه السلام روايت كرده كه مردى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و گفت : مرا از تفسير سخن خداوند ( عزّ و جل ) خبر ده ، آنجا كه مىفرمايد : « ستايش مخصوص خداوند است كه پروردگار جهانيان است » .
حضرت فرمود : ستايش مخصوص خداوند است ؛ ( معنايش ) آن است كه خداوند به بندگانش برخى از نعمت هايش را اجمالًا شناساند ، زيرا آنها قادر بر شناخت تفصيلى تمام آنها نيستند ، چون آنها بيش از آنند كه به شمار آيند يا شناخته شوند ، پس به آنها فرمود : بگوييد : ستايش مخصوص خداوند است به خاطر آن چه كه پروردگار جهانيان ، يعنى مالك جهانيان بر ما نعمت بخشيده است و آنها گروههايى از هر گونه مخلوقاتند ؛ اعم از جمادات و حيوانات ؛ امّا حيوانات پس او آنها را در قدرتش دگرگون مىكند و از رزقش آنها را تغذيه مىكند و در كنف ( حمايت ) خودش بر آنها احاطه دارد و هر يك از آنها را مطابق با مصلحتش تدبير مىكند .
و امّا جمادات پس او گونهى متّصل آنها را با قدرتش نگاه مىدارد تا تعارض نشود و آنهايى را كه متعارض هستند ، نگاه مىدارد تا به يكديگر نچسبند و آسمان ها را نگاهدارى مىكند تا بر زمين واقع نشود ، مگر با اذن او و زمين را نگاهدارى مىكند تا فرو نرود ، مگر به امر او ، چه او نسبت به بندگانش رئوف و مهربان است .
حضرت عليه السلام فرمود : پروردگار جهانيان مالك آنها و خالق آنها و سوق دهندهى روزى آنها به سوى آنها است ، از آنجا كه مىدانند و از آنجا كه نمىدانند و روزى تقسيم شده است و آن نزد آدمى زاده مىآيد ، ( حال او ) بر هر طريق از دنيا باشد كه او مىرود ؛
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 555
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٥٥٥