تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
فرمود : دروغ گفتند ، خدا ايشان را لعنت كند ، اگر زنده بود ميراث او قسمت نمىشد و زنان او ازدواج نمىكردند ولى قسم به خدا كه مرگ را چشيد چنان كه علىبن‌ابىطالب عليه السلام چشيد . مىگويد كه من عرض كردم : تكليف من چيست و مرا به چه چيز امر مىكنى ؟ فرمود : بعد از من بر تو باد به فرزندم محمد و اما من از روى زمين مىروم و برايم مراجعت نباشد و قبرى در طوس مبارك گرديده شود و دو قبر به بغداد . من عرض كردم : فداى وجودت يكى از آن دو قبر را مىدانم ، يعنى قبر بغداد را مىدانم قبر دوم از كيست ؟ فرمود : به زودى بر تو معلوم مىشود ، پس از آن فرمود قبر من و قبر هارون چنين است دو انگشت خود را به هم چسبانيد .

چرا با اينكه به اين سن رسيده‌ايد فرزندى نداريد ؟

عقبة بن جعفر نقل مىكند كه به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم : آقا شما به اين سن رسيده‌ايد ولى فرزندى نداريد . فرمود : عقبه صاحب مقام امامت از دنيا نمىرود مگر اينكه فرزند خود امام بعد از خويش را مىبيند .

امامت بعد از شما به عهده كيست ؟

بزنطى گفت : در قادسيه خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم . گفتم : فدايت شوم مىخواهم سؤالى از شما بكنم و جلالت شما مرا مانع از اين پرسش است با اينكه سؤال با اهميتى است منظورم اين است كه خود را از آتش جهنم نجات بخشم . امام عليه السلام متوجه شد كه اشكهايم جارى است فرمود : هر چه مايلى بپرس .