سؤال از امام با زبان سندى و جواب امام با همان زبان ؟
ابواسماعيل سندى گفت : در هند شنيدم خداوند روى زمين حجتى دارد در جستجوى او بر آمدم تا مرا راهنمائى به حضرت رضا عليه السلام كردند ، خدمت آن جناب رسيدم با اينكه يك كلمه عربى بلد نبودم ، به زبان سندى سلام كردم ، با همان زبان ولهجهى خودم جواب داد ، من به زبان سندى با ايشان صحبت مىكردم ، آن جناب نيز به همان زبان جوابم را مىداد .
عرض كردم : من در سند شنيدم كه خداوند در ميان عرب حجتى قرار داده ، در جستجوى او بر آمدم .
به زبان سندى فرمود : آرى من همان حجت هستم ، بعد فرمود : هر چه مايلى بپرس .
هر سؤالى داشتم پرسيدم ، وقتى خواستم از جاى حركت كنم ، عرض كردم ، من خوب عربى بلد نيستم ، از خدا بخواه مرا با اين زبان بيشتر آشنا گرداند تا بتوانم صحبت كنم .
حضرت دست مبارك خود را بر روى لبهاى من كشيد ، از همان زمان شروع كردم به عربى صحبت كردن .
واقفىها چه حكمى دارند ؟
عبداللَّه زبيرى مىگويد : نامهاى براى حضرت رضا عليه السلام نوشتم و در آن نامه سؤال از ( وضعيَّت ) واقفه كردم .
در جواب نوشت : واقفى مذهبان از حقيقت منحرفند و به گناهى گرفتارند كه اگر با آن وضع بميرند ، جايگاه آنها جهنم است كه بد جايى است .