مأمون عرض كرد كه : فهميدم شرح و بيان اين مطلب در معدن نبوت است يعنى اقرار و تصديق كردم به مطالبى كه از تو صادر مىشود چون توئى معدن نبوت و مخزن علوم الهى پس اين آيهء هفتم بود .
اما آيهء هشتم : « و بدانيد اى مؤمنان كه آنچه غنيمت بدست مىآورديد براى خدا و رسولخدا و خويشان رسول و يتيمان ايشان و مساكين محتاج و مسافران كه زادى نداشته باشند كه به وطن خود باز رسند و اگر چه در وطن خود متمول باشند ، پس حقتعالى سهم اقربا را به سهم خود و به سهم رسول مقترن فرموده پس اين فضل و تميزيست ميان آل و امت چون حقتعالى اقربا را در مكانى ذكر فرموده و مردم را اگر چه از ساير فرزندان نبى صلى الله عليه و آله باشند در مكانى ديگر بعد از آن مكان و پستتر از آن مكان ذكر فرموده و از براى خويشان نبى پسنديده است آنچه از براى خود پسنديده است و ايشان را برگزيده زيرا كه مرتبه اول خود را ذكر فرموده و مرتبه دوم رسول را و بعد از آن ذوىالقربى را در هر چه از خراج و غنائم دار الحرب و ساير غنائم بدست آيد و در غير اين مقام نيز هر چه براى خود پسنديده است براى ايشان پسنديده است و در اين مقام فرموده - و قول او حق و صدق است - :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى »
پس اين ، تاكيدىاست قائم و ثابت در كتاب ناطق خداوندى كه بطلان در آن زمان و بعد از آن زمان در آن نگنجد چه فرستادهاى است از حكيم پسنديده كه اين تاكيد و اثر از براى ايشان ثابت و محقق است تا روز قيامت اما يتامى و مساكين چنين نباشد چه يتيم هر گاه يتيمى آن بر طرف شود او را از غنائم بهرهء نباشد و همچنين مسكين هر گاه فقر و مسكنت او منقطع شود او را نصيب حظى از غنائم نباشد و حلال بر او حلال نباشد و ليكن سهم ذى القربى براى ايشان ثابت و محقق است چه غنى باشند و چه فقير زيرا كه احدى غنى و بىنيازتراز خداوند اكبر و از جناب پيغمبر نيست ،