حضرت فرمود : اين آيه از قبيل « به در مىگويم ، ديوار گوش دهد » مىباشد ، با اين آيه خداوند پيامبرش را مخاطب ساخته ولى قصد و ارادهء اصلى او امّت مىباشد ، و مانند اين آيه است : « اگر شركورزى بىگمان كار تو تباه و نابود گردد و از زيانكاران باشى » ، و نظير اين آيه : « و اگر نه آن بود كه تو را استوار داشتيم ، نزديك بود كه اندكى به ايشان گرايش پيدا كنى » .
مأمون گفت : راست گفتى اى زادهء رسولخدا ، حال دربارهء اين آيه : « و ياد كن آنگاه كه به آن كس كه خداى به او نعمت داده بود و تو نيز به او نعمت داده بودى گفتى : همسرت را براى خود نگاهدار و از خدا پروا داشته باش ، و در دل خويش چيزى را پنهان مىداشتى كه خدا آشكاركنندهء آن است ، و از مردم بيم داشتى و حال آنكه خداوند سزاوارتر است كه از او بيم بدارى » توضيح بفرماييد .
حضرت فرمود : به تحقيق روزى رسولخدا صلى الله عليه و آله به جهت كارى كه داشت قصد منزل زيد بن حارثه را نمود ، در آنجا همسر زيد را در حال غسل ديد ، و به او گفت : « پاك و منزّه است خدايى كه تو را آفريد ! » و قصد آن حضرت از اين كلام تنها تنزيه و پاكداشت خداوند متعال از گفتهء كسانى بود كه معتقدند ملائكه دختران خدا هستند ، خداوند نيز مىفرمايد : « آيا پروردگارتان شما را به داشتن پسران ويژه ساخت و خود از فرشتگان دخترانى گرفت ؟ ! هر آينه بزرگ سخنى مىگوييد ! » ، و لذا وقتى پيامبر آن زن را در حال شستشو ديد گفت : آنكه تو را آفريده ، برتر و منزّه از اين است كه فرزندى داشته باشد كه آن فرزند اين چنين نيازمند غسل و تطهير باشد ، و هنگامى كه زيد به خانه برگشت ، همسرش ؛ آمدن رسولخدا صلى الله عليه و آله و گفتهء آن حضرت كه « پاك و منزّه است خدايى كه تو را آفريد ! » را به او اطّلاع داد ، زيد خدمت آن حضرت شتافته و عرض نمود : اى رسولخدا ، همسر من كمى بداخلاق است و من قصد طلاق او را دارم .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٦٧