تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
حضرت گفت : خداوند مىفرمايد : تا اينكه پيامبران از قوم خود نوميد شدند ، و قوم اينان پنداشتند كه انبياء دروغ گفته‌اند ، يارى ما بديشان رسيد . مأمون گفت : خير شما تماماً از خداست اى ابوالحسن ! اكنون دربارهء آيهء : « تا خدا گناه قبل و بعد گذشتهء تو را بيامرزد ) توضيح بفرماييد . حضرت فرمود : از نظر مشركين مكّه ، كسى گناهكارتر از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله نبود ، چون ايشان پيش از بعثت ، سيصد و شصت بت را مىپرستيدند و چون پيامبر ايشان را به لا إله إلّااللَّه دعوت نمود ، اين موضوع بر آنان گران آمده و گفتند : « آيا خدايان را خدايى يگانه گردانيده ؟ ! هر آينه اين چيزى سخت شگفت است . و مهترانشان به راه افتادند و به هم گفتند كه برويد و بر خدايان خويش شكيبا باشيد . هر آينه اين چيزى است خواسته شده . ما اين ( دين محمّد ) را در آيين پسين ( كه پدرانمان را بر آن يافتيم ) نشنيده‌ايم . اين نيست مگر دروغى فرابافته ) ، پس هنگامى كه خداوند شهر مكّه را براى پيامبرش محمد صلى الله عليه و آله فتح كرد به دو فرمود : اى محمّد « ما براى تو گشايش و پيروزى نمايانى را بگشوديم ، تا خدا گناه قبلى و بعدى تو را بپوشاند » ، همان چيزى را كه از نظر أهل مكّه به خاطر دعوت به توحيد در گذشته و بعد از آن ، گناه محسوب مىشد ، زيرا برخى از مشركان مكّه مسلمان شدند و بعضى از مكّه خارج گرديدند ، و آنان كه ماندند نتوانستند آن زمان كه پيامبر مردم را به توحيد دعوت مىكرد در مورد يكتاپرستى نسبت به حضرت ايراد بگيرند ، چه اينكه با غلبهء حضرت بر ايشان ، هر آنچه از ديد ايشان ذنب و گناه به حساب مىآمد ، پوشيده گشته و مورد غفران الهى واقع شد . مأمون گفت : خير شما تماماً از خداست اى أبو الحسن ! حال دربارهء آيهء : « خداى از تو درگذرد ؛ چرا به آنان رخصت و اجازه دادى ؟ » توضيح بفرماييد .